قرن هیجدهم
تمبری از دوران اتحاد جماهیر شوروی برای بزرگداشت دویست و پنجاه سالگی سایاتنووا .
سایاتنووا زاده ۱۷۱۲ یا ۱۷۲۲ - درگذشته ۱۷۹۵)، یا «شاه نغمهها» لقب هاروتیون سایاتیان، بزرگترین موسیقیدان ارمنیتبار سده هجدهم میلادی است.
عاشیق واله (Aşıq Valeh) در سال ۱۷۲۹ در روستای گلابلو، در شهرستان آقدام، بدنیا آمد. او در سال ۱۸۲۲ در روستای زادگاه خود درگذشت و در کنار همسرش، زرنگار، دفن شد. بر پایهٔ سرودههای واله، منظومهای نیز به نام «واله و زرنگار» ساخته شده است. این منظومه چاپ شده است. در منظومه، برخی حادثههای زندگی عاشیق واله به صورت حکایات ضمنی ترنم میشود.
قرن نوزدهم
تمبر بزرگداشت عاشق علسگر
عاشیق علیعسگر از مشهورترین عاشیق های همه ادوار است و شاید درست باشد که او را به تنهایی بتوان یک مکتب در صنعت عاشیقی نامید. در سال ۱۸۲۱ در روستای آقکلیسا در استان گغارکونیک سرزمین خانات ایروان (ارمنستان کنونی) متولد شد سبک عاشق علعسگر احتمالاً در تکوین موسیقی عاشقی به فرم امروزی بیشترین سهم را داشته است. علعسگر در عین حال که برای آموزنده بودن ساختههایش تلاش میکند، هرگز از توصیف زیبایی های دنیوی غافل نمیشود. او در معنای واقعی کلمه، خنیاگر زیباییهاست. در سرتاسر آفرینش ادبی و موسیقایی وی، نمیتوان آهنگی و سرودهای یافت که در آن از دلبر و دلبری و زیبایی سخن نگفته باشد. در اینجا یکی از محبوبترین ساختههای علعسگر را میآوریم:
جیلوه لنیب نه کارشیمدا دورموسان چه آراسته روبرویم ایستادی
اولوم سنه قوربان آی ساری کؤینک الهی که قربانت شوم ای پیراهن طلایی،
دویماق اولمور عشوه سیندن نازیندان از عشوه و نازت سیر نمیشوم
فره کهکلیک کیمی خوش آوازیندان از آواز خوش کبک مانندت
یئل ووروب روبندی آچیب اوزوندن باد نقاب را از چهراه ات کنار زد
ائله بیلدیم دوغدی گون آی اوزوندن فکر کردم که مهتاب و آفتاب از چهره ات تابید
اگر قدم قویوب بیر بیزه گلسن اگر قدم رنجه کنی و به خانهمان بیائی
یئرین وار گؤز اوسته آی ساری کؤینک ... روی تخم چشممان جا داری پیراهن طلایی ....
تصویر جیوانی بر روی تمبر.
عاشوق جیوانی، (۱۸۴۶-۱۹۰۹)، با نام اصلی سروب ستپانی لوونیان ((به ارمنی: Սերոբ Ստեփանի Լևոնյան))، ((به انگلیسی: Serob Stepani Levonian)) در ارمنستان متولد شد و فعالیتهای هنری خود را در تفلیس ادامه داد. آوازهایی را که او سروده است اغلب با مسائل اجتماعی مربوط میشوند. در زیر ترجمه مطلع یکی از این آوازها را میآوریم:
روزهای ملال آور غمگرفته مانند زمستان میآیند و میروند،
ما نباید افسرده شویم، آنها پایانی دارند؛ میآیند و میروند،
غم و اندوه ما نمیتوانند سایه به سایه ما را تعقیب کنند،
'مانند مشتریان ایستاده در صف، آنها هم بالاخره میروند ...