داستانهای عاشیقی[ویرایش]ایلهان باشگوز (İlhan Başgöz) کسی بود که داستان عاشیقی را تحت عنوان حکایه (Hikaye) در زبان انگلیسی جا انداخت. بر مبنای نوشته او، علیرغم آنکه حکایه عمدتاً منثور است ولی تعدد قطعات شعری در میانه متن ویژگی اساسی این سبک ادبی عامیانه میباشد. تعداد این قطعات ممکن است در برخی حکایت از صد تا فراتر برود. از آنجا که هنر عاشقی در اساس شفاهی است، تعداد داستانهای عاشیقی باید از تعداد عاشقها بیشتر باشد. با اینحال، بعضی از داستانها در طی زمان بر جسته تر شده و بصورت مکتوب در آمدهاند. موضوع اصلی داستانهای عاشیقی عشق زمینی، جنگهای حماسی، و یا ترکیبی از هر دو تاست. در روایت داستانهای عاشیقی، علیرغم محیط اسلامی وقایع، قهرمانان زن ساز بدست گرفته و در نظر عمومی آواز میخوانند.
در ایران، قهوهخانههایی که به اجرای داستان عاشیقی اختصاص داشته باشند به بنام قهوهخانه عاشیقلار شناخته میشوند. معروفترین این نوع مکانها قهوهخانه حسین تیرانداز در مقابل باغ گلستان تبریز بود. فعالین چپ در دهه پنجاه پای عاشیق عبدالعلی نوری و عاشیق حسن اسکندری را به این قهوهخانه باز کرده و آنجا را به محفل روشنفکری تبریز تبدیل کردند. قهوهخانه که سابقاً اغلب محل مراجعهٔ روستاییان بود به تدریج پر از دانشجویان و جوانان میشد. حتی برخی از مسافرینی که به تبریز میآمدند سراغقهوهخانه عاشیقلار را میگرفتند. قهوهخانه همیشه مملو از جمعیت بود. عاشیقها یکی پس از دیگری ساز بدست میگرفتند و در میان جمعیت جوان حاضر در قهوهخانه میگشتند و آوازهای مورد تقاضای آنان را میخواندند