در اینجا، بعنوان مثال، یک نمونه از مشاعره خسته قاسم و لزگی احمد را میآوریم.
خسته قاسم:
او ندیریکی، اوتوزوندا، جواندیر آن چیست که در سی جوان است
اون بئشینده قوجالانان اولودور ولی پانزده اش پیر مینماید و فرتوت
اوندریکی دیلی آیری، سؤزو بیری آن چیست که زبانش مجزا ولی حرفش یکی است
اوهانسی دریادیر ایچی دولودور؟ آن کدام دریاست که پر و انباشته است؟
لزگی احمد:
او، آی دیرکی، اوتوزوندا جواندیر آن ماه است که در سی جوان است
او نبئشینده قوجالانی اولودور و در ۱۵ اش پیر است و فرتوت
او قلم دیر، دیلی آیری، سؤزو ییر آنقلم است که زبانش جدا ولی حرفش معلوم است
علم دریاسی هر دریادان دولودر و ان دریای دانش است از هر بحری پرتر است
رفتار اجتماعی عاشیق[ویرایش]موسیقی عاشقی در طی تکامل خود اصولی را تدوین کرده که انتظار میرود توسط عاشقها رعایت شود. این اصول در یکی از ساختههای عاشق علعسگر عاشق علعسگر خلاصه شده است.
Aşıq olub diyar-diyar gezenin آنکه در لباس آشیقی جهانگرد شود،
Ezel başdan pürkamalı gerekdi همان اول پر کمالی بایدش
Oturub durmaqda edebin bile در نشست و برخاست آداب داند
Me'rifet elminde dolu gerekti در علم معرفت باید کامل باشد
Halqa heqiqetden metleb qandıra به خلق از معرفت چیزی آموزد
Şeytanı öldüre, nefsin yandıra با اغماض از نفسش شیطان سوزاند
El içinde pak otura, pak dura در بین خلق چشم پاک باشد،
Dalısınca xoş sedalı gerekdi طوری که در پشتش حرفی گفته نشود
Danışdığı sözün qiymetin bile موجز حرف زده قیمت کلمه را بداند
Kermesinden lel'i-gövher toküle جوری که از حرفش گوهر ببارد،
Mecazi danışa, mecazi güle در لفافه حرف زده و در لفافه بخندد
Tamam sözü müemmalı gerekdi گفتارش رمز گونه باشد
Arif ola, eyham ile söz qana همانند عارفان معنی ایهام بداند
Namehremden şerm eyleye, utana از نامحرم شرم کند
Saat kimi meyli Haqq'a dolana بسان عقربهای دور حقٔ بچرخد
Doğru qelbi, doğru yolu gerekdi قلبی صاف و نیتی صاف داشته باشد
Elesger haqq sözün isbatın vere علسگر حاضر است حرف حقٔ را اثبات کند
Emelin melekler yaza deftere در حالی که ملائک اعمالش را ثبت میکنند
Her yanı istese baxanda göre و در حالی که هر عملش زیر نظر است
Teriqetde bu sevdalı gerekdi چرا که و در طریقت عشق قدم نهاده است.
موسیقی عاشیقی (9)