مرحومه خانم عمه دختر عموی پدر اینجانب ( کربلایی محرم (ایه )) می باشد ولی ما از بچگی به ایشان عمه می گفتیم ، همچنان که به خواهر ایشان ( حسنیه عمه ) میگوئیم . شوهر خانم عمه مرحوم محرم مهدیزاده ، مردی مومن ، سخت کوش و بسیار متدین بود ، ولی متاسفانه زودتر فوت نمودند و تربیت بیشتر دختر ها به گردن خانم عمه که زنی خود ساخته بود ، افتاد و ایشان دخترانی ( مادرانی ) به جامعه تحویل دادند که یکی از یکی پاکتر و خانم ترو الحمدالله داماد های خوب هم نصیب ایشان شد . بنده خوشحالم در مدت سه سال ، دوبار با خانواده خدمت ایشان رسیدم و کلی باهم ضحبت کردیم بار اول دوتا از دختر خانمهایش ، که یکی فکر کنم رقیه خانم بود ، پیش عمه بودند ، ولی دفعه آخر (امسال )عمه تنها بود و من هم دو تا عکس با موبایل قدیمی ( مثل خودم ) از ایشان و حتی از روی عکس همسرش گرفتم ، خداوند هردو را رحمت کند .بنده خیلی تلاش کردم خودم را به مراسم برسانم ، با حسین عم اوغلی تماس گرفتم که میسر نشد بعد با آقا اسرافیل صحبت کردم و گفتم من امشب راه می افتم ، گفت همین امروز سوم کردیم و شما نمی رسید از این بابت شرمنده همه تان هستم . منتها امروز نجیبه خانم همسر گرانقدر حسین عم اوغلی تماس گرفت و از ظرف همه خواهر ها یش از من تشکر کرد ، گفتم من کوچکترین کاری بود که برای عمه انجام دادم و به ایشان قول دادم عکسی از عمه هم در وبلاگ بگذارم و انشائ اله اینکار را انجام میدهم .چند بایاتی کوتاه هم تقدیم شما غزیزان می کنم .
عزیزیم گول آلاندا ساچا سونبول آلاندا
آنام یادیمـا دوشَر الیـمَه گــول آلانـدا
آغـلارام آغلار کیـمی دردیم وار داغلار کیمی
خزه ل اولوب توکولدوم ویـرانـا بـاغـلار کیـمی
یامان گون کئچر گئدر عؤمرومو بیچر گئدر
دونـیادا غـم شـربـتـین هـرگـلـن ایـچـر گـئـدر
قیزیم ناچار آغلاما پیس گون کئچر آغلاما
فـلک باغـلی قاپـینـی بـیرگون آچـار آغلاما
