بیر چیخایدیم من آعداشین باشینا بیر باخایدیم چابانین گوز قاشینا
بیر سوریدیم گینه بشیک داشینا سوریشایدیم اوشاخلیغیم هایاندا
قوزولاری ، بیراولاری یایاندا
شعر : از کتاب درود بر علیشیخ
قوزو = بره ( بچه گوسفند ) بیزاو = گوساله ( بچه گاو ) یایماق = چراندن ، چرانیدن
یایاندا = در حال چرانیدن ) بشیک = گهواره
آغداش و جابا کوه هایی در جنوب و شمال علیشیخ است و بشیک داشی قله ای از جاباست و در نوک قله سنگی است که وسط آن سوراخ و بشکل گهواره می باشد.
با توجه به اینکه من این نوشته ها را بیشتر برای جوانانی و نوجوانانی می نویسم که علیشیخ قدیم را ندیده اند
لذا مجبورم توضیحات بیشتری بدهم ، بدون تردید نا خواسته خودم هم به آن روز ها و آن فضا بر می گردم و تردیدی ندارم از من بزرگتر ها،همسن و سال های من و حتی 10تا 15 سال کوچکتر از این حقیر نیز نا خواسته در آن فضا قرار خواهند گرفت و لحظاتی به فکر فرو خواهند رفت ، چه بخواهند و جه نخواهند .
عزیزان من راه ها بشکل امروزی که مشاهده می فرمایید نبود ، بیشتر راها باریک . مال رو ویا فقط میشد پیاده از آن ها رفت . مثال ساده ای میزنم فاصله بین غلیشیخ و زرآباد کنونی حدود دو کیلو متر می باشد . در این مسافت کوتاه حدود سه باتلاق داشتیم ، یکی وقتی از قره سو می پیچی به سمت علیشیخ بین زمین مرحوم مشهدی عزت اله قنبری ( که این مرحوم از اقوام نزدیک سارا خانم مادر برزگ من و همچنین پدر خانم مرحوم محمد شریفی بود ) و باغچه مرحوم تبریز بالازاده که بالای جاده خاکی قرار داشت ، و هر موقع آن باغچه را آب میدادند ، آب اضافی به جاده می ریخت و باتلاق درست می شد و غبور و مرور حیواناتی مثل الاغ و قاظر را دشوارتر می کرد و این حیوانات در باتلاق فرو می رفتند و در آوردن آن ها از داخل گل ولای به چند مرد توانمند و کار بلد نیاز داشت و این کار آنقدر برای الاغ ها تکرار شده بود که الاغ ها به محض دیدن باتلاق و یا شبیه آن از عبور از آن سرباز می زدند و صاحب بار را با مشکل روبرو میکردند .
حالا حساب کنید ارابه چوبی با دوتا چرخ و کلی بار بخواهد از این باتلاق عبور نماید چه مصیبتی بوجود می آمد ، البته مردان آن روز به تجربه دریافته بودند ارابه را چگونه حرکت دهند تا کمتر در باتلاق فرو رود. در همین مسیر یکی دیگر از باتلاق ها در مالاباس قرارداشت و بدترین باتلاق بالای شورسو نزدیک علیشیخ و پایین حسن داشی ( hasin dashi ) بود ، این باتلاق ها بلای جان مردمی بودند که با حیوان و یا ارابه بار حمل می کردند ، در مسیر های دیگر هم باتلاق هایی بود که در این مقال نمی گنجد . در پایان هر قسمت هم یک بایاتی آذربایجانی برایتان می نویسم که بدانید زبان مادریشان که متاسفانه بعضی ها خجالت می کشند با آن صحبت نمایند ، چقدر غنی و پر بار است.
عزیزیم وطن یاخشی
کوینگی کتان یاخشی
غربت یئرجنت اولسا
ینه ده وطن یاخشی
زبان و فرهنگستان ادبزبان ترکی
هرمن وانبری (Herman vanberi) می نویسد: زیبایی کمال زبان ترکی تا بدان پایه است که جایگاه آن حتی از زبان عربی که گفته می شود :گویا از طرف زبان شناسان زبده ای ساخته و پرداخته شده سپس جهت استفاده در اختیار آنان قرار گرفته است، نیز شامختر می باشد و در عین حال ماکس مولر (Max Muller) زبان شناس شهیر قرن ۱۹ م. بر این باور است که:« ابزار گرامری زبان ترکی چنان منظم و قانونمند، چنان کامل می باشد که این تصور را به ذهن متبادر می سازد که شاید بنا به رهنمود یک فرهنگستان، از سوی زبان شناسان خبره ساخته و پرداخته جهت استفاده ارائه شده باشد. زمانی که ما زبان ترکی را با دقت و موشکافی می آموزیم، با معجزه ای روبرو می شویم که خرد انسانی در عرصه زبان از خود نشان داده است. گفتنی است سازمان بین الملل علمی فرهنگی یونسکو طی آماری زبان ترکی را سومین زبان زنده و با قاعده دنیا معرفی کرده است.