علیشیخ  

چند نفر شیر زن علیشیخی

جمال محمد زاده | جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۰ | 18:27

اولا لازم میدانم عید نیمه شعبان را به همه مسلمانان جهان ، علی الخصوص ایران و بویژه اهالی محترم و شریف علیشیخ تبریک بگویم . 

در اکثر روستا های ایران ( مثلا 50 سال پیش ) و خیلی روستا ها شاید الان هم تنها مرد خانه نان آور خانه بود و زنان به بچه داری ، تهیه نان و غذا و ... می پرداختند و خدای ناکرده اگر تنها مرد خانه ای در جوانی فوت می کرد ، بدون تردید مشکلات غیر قابل وصفی دامان خانواده را میگرفت و بویژه اگر بچه ها کوچکتر و یا دختر بودند و ادامه زندگی خیلی سخت می شد . حالا من به چند موردی که یادم هست اشاره می کنم .

1 - مرحومه خانم شوکت نجفی مادر آقای عباس باقری که شوهرش مرحوم احمد علی باقری وقتی در گذشت شاید بزرگترین پسرش 12 سال داشت و فکر کنم 5 یا 6 تا بچه هم داشت که همه از آقا باقر کوچکتر بودند .

این شیر زن بسیار هم حوان بود و می توانست ازدواج کند و برود و یا بچه ها را زیر دست ناپدری بزرگ نماید ، ولی این خانم در برابر کوهی از مشکلات ماند و همه بچه های خود را بزرگ و تربیت کرد و الحمدالله همه شان الان زندگی بسیار خوبی دارند و همه را هم مدیون شوکت خانم نجفی بوده و همه مودب هستند .

خدا ایشان را بیامرزد . 

2 - مرحومه تاجی خانم مختاری : همسر ایشان مرحوم عباس آقا کاظمی هم وقتی فوت نمودند شاید آقا یحیی بزرگترین پسرش سیکل اول بود ، بقیه دختر بودند و حسن آقا هم خیلی کوچک بود ، این شیر زن هم نشست ، بچه های خودرا با هزاران مشکلات آن موقع بزرگ کرد ، همه بچه ها را تربیت کرد طوری که در علیشیخ  و سایر دیار ادب پسرانش و انسانیت آنها بدون کوچکترین اغراقی و یا جانبداری فامیلی زبان زد خاص و عام می باشد . و از نظر حیا هم دخترانش نمونه هستند 

خداوند ایشان را هم غریق رحمت نماید.

عباس آقای کاظمی یک باغ آلبالوی بزرگی داشت و چند تا درخت سیب و ... البنه در حیاط پشتی شان ، آبیاری درختان طبق معمول از طریق آب ( دنبکی دره سی ) انجام می گرفت ، آب هم طبق معمول نوبتی بود و با توجه به اینکه حرکت این آب همواره با شن و ماسه همراه بود ( البته الان ذرست کرده اند )  و همین امر سبب می شد در خیلی جا ها آب از مسیر اصلی جوی خارج شده و به مقصد نرسد لذا آن موقع همواره باید یک نفر در مسیر جوی آب جرکت میکرد و خرابی ها را درست میکرد و دیگری به آبیاری ادامه می داد .

البته بزرگتر ها همه بهتر از من میدانند . 

آقا یحیی که آن موقع تحصیل میکرد ( تهران  - ارومیه ) و حسن هم سه چهار سال بیشتر نداشت ، پدر های ما باهم نسبت نزدیک فامیلی دارند ، من هم آن زمان ده بودم ، لذا مرحومه تاجی خانم که ما به ایشان تاجی باجی می گفتیم ( از زبان مرحومه مادرم ) موقع نوبت آبیاری خانه ما می آمد و از پدرم اجازه مرا میگرفت و مرا می برد آبیاری باغشان کمک کنم و چند سالی این اتفاق افتاد و حتی دوره راهنمایی هم که تابستان ده می آمدم در آبیاری و چیدن آلبالو ها کمک می کردم ( همینطور ناگفته نماند همسن سال های من همه آرزوی چیدن آلبالو ها را داشتند ولی خوب بخت با من یار بود ) هم می چیدم و هم می خوردم و شب هم موقع آمدن تاجی باجی یک دستمال به خانواده ما هدیه می داد ( پای وئرردی ) 

عروسی حسین آقا و نرگس خانم بعد از فوت عباس آقا صورت گرفت ، آن زمان وقتی می خواستند عروس را از در خانه خارج نمایند یکی جلو در را میگرفت و در واقع انعام می خواست ، مرحومه تاجی باجی قبلا به من گفته بود تو جلو در اصلی خانه را بگیر به تو انعام می دهند ، مرحوم باقرخان سلطان زاده که هیکل و ابهتی هم داشت ، دست عروس را گرفته بود و می خواست از خانه خارج نماید که من دو دستم را جلو درنهادم ، خدایش بیامرزد لبخند زنان دست در جیب کرد و یک ده تومانی تازه ( که آن موقع پول زیادی بود ) به من داد . روح همه رفتگان شاد و یادشان گرامی باد.

3 - شما مه خانم علی نژاد ( خودش دختر عموی مادرم هست و مادرش دختر خاله پدرم ) ، هر چند که مرحوم یداله خان دیرتر از دو مورد قبلی در گذشت 

ولی شمامه خانم هم که خداوند حفظش کند ، برای سر و سامان دادن به فرزندانش همانند یک مرد عمل کرد و الان هم همین کار را ادامه می دهد  و فرزندان خوبی هم تربیت کرد که امیدوارم همواره سالم باشد .

اگر موارد دیگری هم هست که من فراموش کرده ام لطفا یاد آوری نمایید.

 

 

مشخصات وب
علیشیخ  
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • روستای علی شیخ
  • غار علی شیخ
  • گالری عکس
  • مقالات
  • شعر
  • مطالب خواندنی
پیوندها
  • جغرافيايي و زمين شناسي
  • غارهای ایران وجهان
  • روستاهاي ايران
  • خانواده سبز خانواده بدون دخانیات
  • اخبار و معرفی مکانهای دیدنی ایران
  • هنر نستعلیق
  • خوی
  • کانون عکاسان ایران
  • روستای زاویه ی سکمن آباد (zeve)
  • روستاي پسک سفلي
  • وارلیق
  • غار علی شیخ
  • ممش خان کندی
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای علیشیخ   محفوظ است .