صدای سکوت
به مناسبت 19 اردیبهشت زادروز جبار باغچه بان

جبارباغچه بان

نویسنده:
فاطمه قاسمی پور
جبار باغچهبان را باید از پیشگامان ادبیات کودک و آموزش نوین به شمار آورد؛ آن هم زمانی که مقولهای به نام ادبیات کودک، هیچ جایگاهی در جامعهی آن روز ایران نداشت. نهتنها ادبیات کودک، بلکه خود کودکان هم بهعنوان هویت و شخصیتی مستقل بهحساب نمیآمدند.
آموزش آنان جدا از مفاهیم بزرگسالان نبود و خیلی زود وارد دنیای بزرگسالان میشدند.در این میان، جبار باغچهبان، با ارائهی روشی نوین و تازه، آموزشی را بنیان گذاشت که هنوز هم ردپای آن در نظام آموزش و پرورش به چشم میخورد. آغاز فعالیتهای باغچهبان در زمینهی ادبیات کودک، به آموزگاری او در مدراسی مانند احمدیه و دانش برمیگردد. در همین سالها بود که روش تازهی خود را در تدریس بنیان گذاشت و راه تازهای در آموزش به روی آموزگاران و دانشآموزان باز کرد.
باغچه بان؛ نوآوری و مسئولیت اجتماعی
در سال 1302 باغچهبان اولین کتاب خود را در زمینهی تدریس الفبا به نام «برنامه کار آموزگار» نوشت و راهنمای آن را به نام «الفبای آسان» برای آموزگاران چاپ کرد. او در این کتاب، برای اولینبار روش جدیدی را مطرح کرد که امروز آن را «روش ترکیبی» یا «روش آمیخته باغچهبان» میگویند.
او در روش آموزشی خود، از برنامههای دیگری مانند بازی، نمایش، تئاتر، کاردستی و… در کنار آموزش استفاده میکرد و معتقد بود فقط با آموزش خشک و رسمی و البته همراه با خشونت، نمیتوان از دانشآموزان انتظار پیشرفت داشت. او نمایشنامههایی را که خودش مینوشت در مدارس و با کودکان اجرا میکرد.
جبار باغچه بان
همیشه نوآوری و هنجارشکنی، برای نخستین بار و از سوی نخستین ارائهکننده، با مخالفت روبرو میشود. این مسئله دربارهی باغچهبان و نوآوریهای او نیز صادق است. آن زمان که نگاه به کودک و آموزش او آمیخته با سنت و تعاریف از پیش تعیینشده بود و هیچکس حق تغییر و دخالت در آن را نداشت، باغچهبان با جسارت وارد این عرصه شد و تغییراتی بنیادین در نظام آموزش بهوجود آورد.
تغییراتی که هر چند با مخالفت شدید از سوی مردم و برخی مسئولان وقت مواجه شد، اطمینان او از راهی که در آن گام گذاشته بود، باعث دلسردی و ناامیدیاش نشد و مصمم و استوار به مسیرش ادامه داد. باغچهبان در سال 1303خ، اولین کودکستان ایرانی را در تبریز و با نام «باغچهی اطفال» تأسیس کرد. از همان زمان بود که نام فامیل خود را از عسکرزاده به باغچهبان تغییر داد.
“یک روز یکی از دوستانم با شوخی به من گفت: تو برای بچههای تبریز باغچه دایر کرده و الآن باغچهداری میکنی! …. تو باغچهبان شدهای! …. و پساز آن شوخی، من «باغچهبان» را بهجای «عسگرزاده» برای نام خانوادگیام …. انتخاب کردم.”[1]
او معتقد بود همانگونه که معلمان دبستان و دبیرستانها آموزگار و دبیر نامیده میشوند، مربیان کودکستانها هم باغچهبان نامیده شوند. بین دانشآموزان اولین کلاس درس باغچهبان، سه کودک ناشنوا هم بودند که باعث شد او به فکر ایجاد مدرسهی مخصوصی برای چنین کودکانی بیافتد.
به این ترتیب، باغچه بان بدون هیچ دانش قبلی در آموزش این کودکان و با استفاده از تجربههای شخصیاش، در سال 1305 در باغچهی اطفال، کلاسی را برای تعلیم و تربیت به ایشان اختصاص داد. او در سال 1307خ نخستین کودکستان را در شیراز تأسیس کرد و پنج سال آنجا مشغول به کار بود.
نخستین نمایشنامههای باغچهبان در این کودکستان نوشته، اجرا و چاپ شد. در سال 1312خ به تهران بازگشت و دبستان استثنایی ها را در تهران تأسیس کرد. در همان سال، دستگاهی اختراع کرد که کودکان استثنایی از طریق دندان و حس استخوانی، قادر به شنیدن میشدند.
این دستگاه به نام تلفن گنگ در تاریخ 22 بهمن 1312 به شمارهی 118 در ادارهی ثبت اختراعات به ثبت رسید. تأسیس جمعیت حمایت از کودکان استثنایی، مکتب نسوان، برای آموزش دختران، انتشار مجلهی زبان و بهار کودکان از دیگر فعالیتهای باغچهبان است.
آثار مکتوب او عبارتاند از: برنامهی کار آموزگار؛ الفبای آسان، الفبای دستی مخصوص ناشنوایان، زندگی کودکان، گرگ و چوپان، خانم خزوک، پیر و ترب، بازیچهی دانش، دستور تعلیم الفبا، علم آموزش برای دانشسراها، بادکنک، الفبای خودآموز برای سالمندان، پروانتین کتابی، الفبا، اسرار تعلیم و تربیت یا اصول تعلیم الفبا، الفبای گویا، برنامهی یکساله، کتاب اول ابتدایی، حساب، کتاب اول ابتدایی، آدمی اصیل و مقیاس واحد آدمی، درخت مروارید، خیام آذری، رباعیات باغچهبان، روش آموزش استثنایی ها، من هم در دنیا آرزو دارم، بابابرفی، عروسان کوه، زندگینامهی باغچهبان به قلم خودش، شب به سر رسید، کبوتر من کبوتر من.
من مانند یک علف صحرایی
به وسیله ی باد و باران
و تابش نور آفتاب و آسمان ایران
سبز شده ام
و به رنگ و بوی ایرانیت خود افتخار دارم
قدرت من
فکر من
و ایمان من، همه ایرانی است
جبار باغچه بان

