در مراسم عروسی، پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که داماد جلو آمد و گفت: سلام استاد آیا منو میشناسید؟
معلم بازنشسته جواب داد: خیر عزیزم فقط میدانم مهمان دعوتی از طرف داماد هستم.
داماد ضمن معرفی خود گفت: چطور آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید؟!
یادتان هست سالها قبل ساعت گران قیمت یکی از بچهها گم شد و شما فرمودید که باید جیب همه دانشآموزان را بگردید و گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که آبرویم را میبرید، ولی شما ساعت را از جیبم بیرون آوردید ولی تفتیش جیب بقیهی دانشآموزان را تا آخر انجام دادید و تا پایان آن سال و سالهای بعد در اون مدرسه هیچ کس موضوع دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد.
استاد گفت: باز هم شما را نشناختم! ولی واقعه را دقیق یادم هست. چون من موقع تفتیش جیب دانشآموزان چشمهایم را بسته بودم.
تربیت و حکمت معلمان، دانشآموزان را بزرگ مینماید!
درود بفرستیم به همه معلم هایی كه با روش درست و آموزش صحيح هم بذر علم و دانش را در دل و جان شاگردان می كارند و هم تخم پاكی و انسانيت و جوانمردی را
ما این روز را به تمام معلمین ایران ، علی الخصوص معلمان بخش صفائیه بویژه معلمان و اساتید علیشیخی و علیشیخ تبار تبریک می گوییم .
با توجه به اینکه تعداد معلمین علیشیخی و علیشیخ تبار زیاد هستند که من اطلاعاتی در مورد آنها ندارم لذا فقط معلمینی را که در دبستان علیشیخ درس خوانده و همانجا معلم هم شده اند و همچنین استاد من بوده و یا در وبلاگ علیشیخ فعالند ، را می آورم .
سفر کرده ها : استاد سید ابراهیم مودب ، استاد چنگیز ساعدنیا و استا معرفت محمدی
شاغلین و بازنشسته :
دکتر قاسم افتخاری ، استاد یحیی کاظمی ، استاد محمدعلی پیرچورسی و استاد بهزاد شیرسوار
فعالان وبلاگ :
استاد حسن کاظمی و همسر محترمشان ، استاد فرمان اردشیری و همسر محترمشان ، استاد زهرا افتخاری و همسر محترمشان ، استاد محمد خان دهقانی و خانم استاد سهیلا باقری