حدود25 سال پیش بیماری را از زاویه سکمن آباد برای معالجه به تهران آورده بودند ، مشکل مغز و اعصاب ذاشت ، به من زنگ زدند تا دکتری را برای آنها پیدا کنم و چون فارسی هم بلد نبودند خودم هم همراهشان بروم ، آن موقع یک کتاب اول چاپ شده بود و آدرس سازمانها ، وزارت خانه ها ، مطب ها و شماره تلفن آنها را داشت و من از روی آن کتاب یک دکتر متخصص مغز و اعصاب را در میدان توجید بسمت میدان آزادی پیدا کردم ، زنگ زده و نوبت گرفتم .
سر وقت به مطب رفتیم و وقتی نوبتمان شد رفتیم پیش پزشک ، فهمید تهرانی نیستیم و گفت مال کدام شهر هستید ، گفتیم خوی ، گفت خود خوی یا اطرافش من گفتم محال سکمن آباد ، یکهو بز گشت گفت مال علیشیخ هستید یا زورآباد و یا روستا های دیگر ، گفتم من مال علیشیخ هستم ولی اینها زاویه ( زیوه ای )
گفت غلیشیخ تحصیلکرده زیاد دارد و اکثرا هم در تهران ساکنند ، من تعجب کردم و پرسیدم آقای دکتر شما اینها را از کجا می دانید ، گفت من چند سال قبل انقلاب در بهداری آنجا پزشک بودم و از هر روستایی هنوز هم اسم جند نفر یادم هست ، من با آنها دوست بودم و بخانه شان می رفتم از علیشیخ از ناصر خان و شجاع خان و از زور آباد ( از آیدین و فیزوز خان نام برد ) .
بعد گفت علیشیخی هامتمدن ترند و با سواد تر بودند و مشکل عمده علیشیح آب آشامیدنی آنها بود که از آب آغچای استفاده میکردند ، گفت آن آب بظاهر سالم بود ولی باعث بسیاری از بیماری ها بویژه در علیشیحی ها می شد ، گفت در بالادست رودخانه هر چه آشعال بود به آغچای می ریختند و در پایین علیشیخی ها از آن استفاده میکردند و مرض های مختلف می گرفتند بدون آنکه خودشان بدانند ، گفت در بالا دست یک آبگرم بود گه بسیار کثیف بود و مردم در آنجا داخل آب می رفتند و آن آب به آغچای میریخت و هر کسی استفاده میکرد اکثرا دردراز مدت مریض می شد ، انواع بیماری های انگلی ، میکروتی ، ویروسی ، پوستی و حتی سل را من آنجا تشخیص دادم ، چند نفر هم جذام گرفته بودند که البته از روستا های دیگر بودند که از آب آغچای استفاده کرده بودند که من آن ها را به نبریز اعزام کردم و چون جزام خشک بود آنها حوب شدند .
گفت از علیشیخ برای من عسل می آوردند می خوردم ولی غیر آن هر چه می آوردند چون از آب رودخانه استفاده شده بود من نمی خورذم .
دوستان عزیز حالا بهتر است به اهمیت آب لوله کشی علیشیخ پی برده و از بانیان آن بویژه پروفسور افتخاری تشکر کنیم نه اینکه ...
البته نام دکتر یادم نیست اگر پیدا کنم حتما در جایی خواهم نوشت .
جناب پروفسور افتخاری :
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید