خاطره گویی دکتر قاسم افتخاری برای جوانان علیشیخ ( قسمت اول )

از من خواسته اید چند خاطره برای نسل جوانتر ده بازگو کنم. نخستین خاطره را به چگونگی رساندن آب آشامیدنی به ده علیشیخ اختصاص میدهم . من بدست شانس یا تقدیر از یک روستای دور افتاده یک کشور عقب مانده به پایتخت پر قدرت ترین،ثروتمند ترین و پیشرفته ترین کشور جهان –آمریکا—پرت شدم.در آغاز کاملان گیج شده بود م،چون همه چیز متفاوت از آن بود که تا آن زمان دیده یا شنیده بودم.ولی رفته رفته با محیط جدید آشنا شدم و شروع به یادگیری کردم.یکی از نخستین واقعیت این کشور که نظرم را جلب کرد استفاده موثر و باورنکردنی آمریکاییان از امکانات هر وجب خاک این کشور بود.
آن ها تقریبا هر غاری را تبدیل به رستوران، محل برگزاری جشن های عروسی،سالن های عزاداری ،گرد شگری و غیره کرده اند. در جنگل ها و تپه های چشم نوازتئاتر یا سینمای بازراه انداخته و کلبه های ساده چوبین برای گریز از غوغا های شهرها بر پا ساخته اند در بیرون شهر هاوشهرک ها جاهایی برای راه اندازی پیکنیک واقامت شبانه برای مردم به ویژه جوانان برپا ساخته اند، دره ها و رودخانه ها هم محل تولید ثروت وسرگرمی قرار گرفته اند. همه این ها به دست خود شهروندان با انگیزه ی ثروت اندوزی و آسایش طلبی صورت گرفته است .کوتاه سخن آن که آمریکارا شهروندان آمریکا ساخته اند، نه دولت آمریکا.
هنگامی که به ایران بر گشتم فهمیده بودم که یکی از علت های عقب افتادگی ایران استفاده نکردن شهروندان این کشور از امکانات سر زمین خود درراستای ثروت اندوزی از راه آبادانی می باشد. در نخسیین سفرم به علیشیخ پس از بر گشتن ازآمریکا زیبایی های سکمن آباد گویی بازبان بی زبانی به من می گفتند که ما هم می توانیم ساکنان محل را از راه آبادانی به ثروت و آسایش برسانیم. در سفری به خوی زمین های دیمی پای گردنه خوی با چشم انداز دلفریب کوه قریس نطرم را جلب کرد،از همراهان شنیدم که آن زمین ها پاره ی از ده گوردیک می باشند.طبعا من در فکر تماس با مالکان آن زمین ها بودم ولی طولی نکشید که نظرم بکلی عوض شد.
من هنگامی که در ده هسنم به راه پیمایی می روم. یک روز تصمیم گرفتم به بالای کوه دگرمان گونی بروم.اولین باری بود که من ده علیشیخ و کوه های اطراف را از انجا مشاهده می کردم و به نظرم رسید که برای منظور من همانجا بهتر اززمین های پای گردنه خوی می باشد.درنتیجه زمین دگرمان گونی را با سندرسمی از آقای ملا محمد ذاکری خریدم و بلافصله مساله آب رسانی به انجا خودنمایی کرد. اول به فکر آب رسانی با ایجاد انشعاب ازجوب آب دره دونبکی افتادم ولی کمبود آب خود دره ی دونبکی مساله ی بعدی بود.یک روز برای ارزیابی میزان آب تا آخر آن دره رفتم متوجه شدم که در انتهای دره آب زیاد است ولی درپایین دست بتدریج کم میشود.آز این واقعیت نتیجه گرفتم که آب زیر ماسه می رود.
در آن موقع یکی از آشنایان من مدیر کل وزارت کشاورزی بود،من مساله را با او درمیان گذاشتم.بنابه پیشنهاد او تقاضای بررسی محل بوسیله ی کارشناس آب نمودم.دو نفر کارشناس آب از تهران به محل اعزام شدند و نطر مرا تایید کردند. درسال 1355 من دست به کار شدم وشروع به خاک برداری برای ساخت منبع آب ، ایجاد راه دسترسی وسایل نقلیه به زمین مزبور،کندن جوب و لوله گذاری کردم ولی آب به منبع مزبور نرسید و کار ناتمام ماند.
پس از انقلاب برنامه ای برای رساندن آب آشامید نی به روستاها به اجرا در آمد.در سال 1366من شاهد بودم که عده ای از جهاد خوی همراه با چندنفر از اهالی ده علیشیخ در کوه ها ودره ها دنبال کشف منبع آب برای رسا ندن به روستا بودندو با من هم بعنوان فردی نامطلوب کاری نداشتند. درسفربعدی ام به ده در سال 1367باخبر شدم که ده را لوله کشی کرده وآن رابا حدود پنج کیلو متر لوله گذاری در یک مسیل بسیار خطرناک به یک چشمه وصل کرده اند ولی پیش از آن که لوله کشی تکمیل شود چشمه خشکیده است. در آن هنگام چهار نفر از اداره ی جهاد خوی پیش من آمدند و برباد رفتن پروژه ی خودرابازگوکرده و کمک خواستند.گفتم چرا دوسال پیش از من کمک نخواسید.گفتند ما نمی دانستیم و روستاییان هم از تجارب شما چیزی به ما نگفته بودند.گفتم منبع آب را می شناسم و راه رساندن آب به روستارا هم به شما نشان می دهم با این شرط که مازاد آب مصرفی خانه های روستا در اختیارمن باشد.آن ها این شرط را با اشتیاق پذیرفتند. من آن هارا به دره ی دونبکی بردم منبع و مسیر آب را نشان دادم.آن ها هم در اجرای تعهد خود به من قول دادند که منبع توزیع آب را در تپه ی مجاور خانه ی من بسازند به نحوی که آب مازد بجز من بدرد کسی نخورد.
با این قرارداد من به محل کارم در تهران برگشتم و سال بعد دریافتم که با شروع تابستان باوجود اجرای نقشه ی من باز روستاییان بدون آب آشامیدنی مانده اند. در بررسی علت معلوم شد که مهندسین اجرای طرخ به جای این که ماسه را تارسیدن به سنگ زیرین بردارند،ماسه را تنها تا عمق دو متر برداشته وکانال آب رادر همان سطح ساخته اند غافل از این که ارتفاع ماسه در همانجا شش متر است ودر نتیجه آب از ماسه ی زیر کانال رد می شود.من به مسئول وقت جهاد پیشنهاد دادم که یک دستگاه بولدوزر با یک راننده در اختیار من بگذارند تا خودم عیب را رفع کنم .جهاد به خواسته ی من عمل کرد. طبق راهنمایی من چهار متر پایین تر از کانال ماسه ی محل تارسیدن به سنگ مادر برداشته شد تا یک دیواره ی بتونی به طول تقریبی چهل متربرای وصل دو طرف دره به یکدیگر و به ارتفاع چهارمتر ساخته شود تا آب را به طرف کانال برگرداند.
..این دیواربتونی تا ارتفاع دومتر ساخته شده بود که من بعلت پایان تعطیلات به محل کارم درتهران برگشتم.در غیاب من مهندس ناظر دیوار چهل متری را به دو قسمت بیست متری تقسیم کرده و ارتفاع یک قسمت آن را به چهار متررسانیده بود.ولی پس از قالب بندی بیست متر باقیمانده متاسفانه سیل امده و محل را پر از ماسه کرده بود.مهندس ناظر هم پس از در اوردن قالب ها از زیر ماسه کاررا نیمه تمام رها کرده و ازشورای ده مضا گرفته که پروزه را تکمیل کرده و تحویل داده است ،درنتیجه ده مانده است با پروژه آب رسانی نیمه تمام وکمبود آب در گرمای تابستان.
در سی ویک سال گذشته از آن زمان هر وقت من اعضای شورای ده را دیده ام این موضوع را یاد آوری کرده ام متاسفانه تاکنون اقدامی در این باره از سوی شوراهای ده صورت نگرفته است.هرسال هزینه های زیادی برای رفع موقتی کمبود اب درتابستان صورت می گیرد بدون آن که درراستای رفع علت اصلی گامی بردارند.مسئولان خوش باور ده هنگامی که در سه فصل پائیز،زمستان و بهار آب را دردسترس می بینند مساله ی آب را بکلی فراموش می کنند،تنها در تابستان ها بویژه درخشکسالی ها متوجه مساله میشوند وبا اقدامات موقتی ، پرهزینه و بی نتیجه مقداری اب به روستا می رسانند تا در تابستان سال بعد دوبار کاربیهوده ی خود را تکرار کنند. قرار گرفتن لوله های اب رسانی در مسیل پرخطر دره ی دونبکی تهدید دائمی برای آب اشامیدنی روستاست .به هنگام لوله گذاری این خطررا به مسئولین جهاد خوی گوشزد کردم و اصرار نمودم که لوله گذاری از دامنه ی کوه صورت گیرد. البته این کار نیازمند استفاده از بولدوزر بود.آن ها با اشاره به این که بولدوزرها به جبهه اعزام شده اند دردسترس نیستند از تغییر مسیر لوله گذاری خودداری کردند و سرنوشت لوله هارا به رحمت یا بی رحمی سیل ها واگذار نمودند .جالب ان که سیل در این مدت ده ها بار درآن دره جاری شده ماسه ی مسیررا شسته و بخش هایی از لوله رانمایان ساخته است تا به وسیله ی یکی از سیل های بعدی جایی از لوله شکسته شده وحدود پنج کیلومترلوله پر از ماسه شده و غیر قابل استفاده گردد.البته آن وقت پیامد های این خطررا خواهند فهممید ولی دیگر خیلی دیر خواهد بود.
ضمنا این نوشته را جناب دکتر افتخاری خودشان نوشته و خودشان تایپ کرده و به اینجانب ایمیل کرده اند .