
یادم می آید آن موقع مسجد علیشیخ دیوار های خشتی و سقف جوبی داشت و برای تزیین دادن دیوار های بیرونی و همچنین پشت بام مسجد و حلوگیری از چکیدن آب برف و باران هر چندسال یک بار کاهگل ( سوواخ ) می کشیدند ، سقف مسجد چوبی بود ( چوب های کلفت و دراز قلمه ) و در فاصله های معینی ستون های بزرگ چوبی برای تحمل سنگینی کاهگل و چوب های باربر تعبیه کرده بودند در آن موقع بعضی از روستا های اطراف مسجد نداشت و در ماه محرم و رمضان اهالی آن روستا ها به علیشیخ می آمدند . دو تا در ورودی چوبی داشت که از یکی آقایان و از دیگری خانم ها وارد می شدند ، حدود 1/3 مسحد به خانم ها اخنصاص داشت که توسط پرده مشکی از آقایان جدا می شد و محل نشستن خانم ها همسطح آقایان بود . محل نشستن خانم ها هم دقیقا مثل آقایان رعایت می شد.
در مسحد نظم خاصی حاکم بود و احترام بزرگتر ها و کوچکتر ها حتی در بین جوانان و بچه های مدرسه رعایت می شد ، محل نشستن هر کسی مشخص بود و این امر بطور خودجوش انجام می شد . حتی وقتی از روستا های اطراف مهمان می آمد جایگاهی هم برای ایشان مشخص میکردند ، ما که در آن موقع بچه مدرسه ای بودیم در پایین مسجد می نشستیم ، راهرو و یا دالانی وجود نداشت و شما از در مستقیما وارد مسجد می شدیی و محلی را برای در آوردن کفش ها مشخص کرده بودن که توسط چوب از فرش ها جدا می شد .
در سمت غرب و جنوب مسجد چند پنجره وجود داشت که چوبی بودند ، بدلیل نبود برق اکثر مردم با فانوس به مسجد می آمدند و فانوس را در کنار پنجره ها قرار می دادند ، بعضی هم با چراغ توری ( چراغ گاز ) می آمدند که باعث روشنایی بیشتر مسجد و خوشحالی ما می شد ، البته چند عدد چراغ توری برای مسجد خریده بودند و یک و یا دو نفر مسئولیت داشتند قبل از آمدن مردم آن چراغ ها را روشن نموده و بوسیله سیمی که به چوب های سقف وصل بود آویزان می کردند. .
برای اینکه یادی از مردان آن روز کرده باشیم که کجا می نشستند و چگونه به همدیگر احترام می گذاشتند اسامی آن عزیزان را ذکر می کنیم و اگر من فردی را که هم سن اقراد زیر بودند و در مسجد می نشستند ،فراموش کرده ام لطفا شما در نظر دهی یاد آوری نمایید ، ضمنا به روان پاک این عزیزان درود می فرستیم .
مرحومین :
بایرامعلی نبی زاده ، مهدیقلی نوری ، سلیمان رحیمی ، بهلول علی محمدی ، جمشید قاسمی ، مختار محمدی ، عباد عظیمی ، مظفر تیموری ، حیدر رضا حیدری ، هاشم اسمعیل زاده ، حسن احمدزاده ، میکائیل قاسم نژاد ، محمد رضائی ( محمد علی حسن ) و عیسی رضائی
امامعلی ، صفر ( عظیم ) و رمضان فیلتن ، عشقعلی قاسمی ، کریم و اله وردی عظیمی ، صادق خان اردشیری ، احمد ، محمد و حیدر محمدی ، محرم محمدزاده ، حبیب رحیمی ، یداله حسین نژاد ، شجاع خان واحدی ، قربانعلی نبی زاده ، کریم آقا شریفی ، اسداله واحدی ، علی سلیمانی ، محرم ، قاسم و معصوم حمزه زاده ، نقدعلی خان اسدزاده ، بابا خان حاتمی ، شیخ محمد حسین پیر چورسی ، فتح اله قاسمی ، ستارخان اردشیری ، محمدرضا رضائی ( داداش عمو ) ،اسداله حسین نژاد ، حسین فرجزاده ، قاسم رضایی ( آغباش ) ، عباسعلی خان و عادل خان سلطانپور ، غلامعلی بابایی ، محسن راد ، بهلول جعفرنژاد ، نقدعلی باقر و احمد علی باقری ، ابراهیم قاسمی ، محمد باقری ، محسن راد ، حسین نجفی ، ملامحمد و شیخ غلامحسین ذاکری ، حسن میرزائی ( حسن خلیل )
عباس آقا کاظمی ، عباسقلی بیک و باقرخان سلطان زاده ، حسین قلی نژاد ، ببیرخان ، محمد آقا ( کدخدا )، غلامعباس و غلام رضا شیرسوار، ظاهرآقا و نصیب خلیل زاده ،جلال سلطان و منصورخان دهقانی ، نصرت اله خان و یداله خان سلطانپور، عزت اله خان علی نژاد
امروز مسجد علیشیخ به نام مبارک قمر بنی هاشم مزین گشته ، بشکل امروزی ، آز تیر آهن ، آجر و بلوک ساخته شده ، برق دارد ، جاروبرقی دارد ، بلندگو و اکو دارد و وسایل و آۀات لازم عزاداری در ماه مبارک محرم و عزاداری امام حسین و یارانش هم بشکل مدرن دارد ، محل نشستن خانم حدا ودر طبقه دوم است و راه های ورودی آقایان و خانم ها جداست و ... ولی آیا آن مهر ، محبت ، احترام و رعایت اصول سن و سال و اینکه مثل گذشته جایگاه هر کس در مسحد رعایت می شود ؟
خود «بزرگسالى» و «سن بالا» در فرهنگ دینى ما احترام دارد. این سخن پیامبر خدا(ص) است: «من عرف فضل کبیر لسنه فوقره، آمنه الله تعالىمن فزع یوم القیامه»; (همان).
هر کس فضیلت و مقام یک «بزرگ» را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خداى متعال او را از هراس ونگرانى روز قیامت ایمن مىدارد.
احترام به بزرگترها و ترحم و مهربانى نسبت به کوچکترها، ازدستورالعملهاى اخلاقى اسلام است و کانون خانوادهها را گرم و مصفامىسازد و این، توصیه امام صادق(ع) است که فرمود:
«لیس منا من لم یوقر کبیرنا و لم یرحم صغیرنا»; (همان ص ۱۳۸)
کسى که بزرگ ما را احترام نکند و کوچک ما را مورد شفقت وعطوفت قرار ندهد، از ما نیست.
این سخن را نیز از على(ع) به یاد داشته باشیم که فرمود:
«یکرم العالم لعلمه و الکبیر لسنه»; غررالحکم
دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او، بایداحترام کرد.
اگر جوانان قدر پیران را نشناسند و به جایگاه آنان حرمت ننهند،هم رشته هاى عاطفى پیوندهاى انسانى از هم گسسته مىشود، هم از رافت و عاطفه و تجربه سالخوردگان محروم مىشوند، هم نشانه بىتوجهى خود به ارزشها را امضا کرده اند. حضرت على(ع) در یکى ازسخنان خویش، ضمن انتقاد از اوضاع زمانه و ناهنجاریهاى رفتارى مردم، از جمله بر این دو مساله تاکید مىفرماید: 1- بى احترامى کوچکترها نسبت به بزرگترها 2- رسیدگى نکردن توانگران به نیازمندان: