تقدیر و تشکر از بانویی مهربان ، فداکار ، بسیار با گذشت < سر خانم گلستان بابا پور >
کسانی که 35 سال و به بالا دارند بدون تردید مقصود خان علی نژاد پسر ارشد مرحوم عزت اله خان و نوه مرحوم علی نقی خان ( سرهنگ ) را می شناسند ، نام شناسنامه ای ایشان شمس اله علی نژاد می باشد. ولی در علیشیخ ، تهران و اکثر جاها ایشان را به نام ( مقصود خان ) می شناسند .
مقصود خان ، انسانی شوخ طبع ، بگو بخند و نقل مجالس و محافل بود ، بعد از انقلاب به تهران آمده و در کارخانه سنگ بری عمویش حسین آقا و حاج عبدامناف راک خیز در تهران نو مشغول بکار شد و ضمنا با همسرش ( گلستان خانم ) در خانه عمویش زندگی می کردند ، بعد چند جا خانه گرفت ، یادم می آید وقتی در شهرک آزادی خانه داشت ، تقریبا همه خواهرش و برادر هایش که در تهران بودند و یا میهمان می آمدند را دور خودش جمع می کرد ، در خانه اش به روی همه باز بود ، ما هم جند بار به خانه اش رفتیم ، چنان با خوشرویی و شوخی و بذله گویی از میهمانان پذیرائی میکردند انگار که ادم در خانه خودش است ، ضمنا عروسی برادرش احمد علی نژاد نیز در همین خانه برگزار شد . بعد تعطیلی کارخانه به مترو رفت و تا پایان خدمتش در مترو کار میکرد . الان 18 سال است که مقصود خان متاسفانه دچار سکته مغزی شده و جابجایی او با ویلچر صورت میگیرد ، خیلی کم صحبت می کند و حرف هایش واضح نیست ، حتی رفتن او از هال به اتاق به کمک همسرش صورت میگیرد .
18 سال است که گلستان خانم بسیا رعاشقانه همسرش را تر و خشک می کند ، یک لحظه چشمان خود را ببندید و خود را به جای این خانم ( که یک فرشته است ) بگذارید آنموقع عمق از خود گذشتگی این خانم را درک خواهید کرد ، با چه گرفتاری هایی اورا به مطب پزشکان میرساند ، چگونه اورا به دستشویی می برد ، چگونه بدن ار را با روغن ها و ویتامین های مختلف نوازش می دهد تا خدای ناکرده زخم بستر نگیرد ، مقصود خان یا روی صندلی می نشیند و یا در رختخواب خود استراحت می نماید ، بدلیل عدم تحرک وزنش بالا رفته است ، یک زن به تنهایی چگونه اورابه حمام می برد ، خودش سر و صورت اورا اصلاح می کند ، آنها در فاز 3 شهر مارلیک مستاجر می باشند ، البته خانه مسکن مهرشان بزودی آماده می شود.
و خانمش ( گلستان خانم بابا پور ) از هیچ کسی گلایه ای ندارد ولی انتظار دارد اقوام و دوستان به ملاقات مقصود خان بروند ، به او سری بزنند و الحمدلله نیاز مالی هم ندارند و یا تلفن کرده و احوال اورا بپرسند ، از استاد جاوید خان علی نژاد ( داداش مقصود خان ) خیلی رضایت دارد . بنده اگر عمری باقی بود با یکی از شبکه های صدا وسیم هماهنگی خواهم کرد تا بروند و از خودگذشتگی های گلستان خانم فیلمی تهیه نمایند .
این اطلاعات با اجازه خود آنها در این وبلاگ قرار گرفته است .
عکسی از سال های نه چندان دور مقصود خان

شیخ اجل سعدی می فرمایند :
بنی آدم آعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند
حالا بحث یگدیگرند یا یک پیکرند ، بماند
Human beings are members of a whole
In creation of one essence and soul
چو عضوى به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار
If one member is afflicted with pain
Other members uneasy will remain
تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی
If you've no sympathy for human pain
The name of human you cannot retain
از دورا ن کودکی و یا نو جوانی ما این جمله را شنیده ایم که شعر شیخ اجل سعدی بر سر در سازمان ملل متحد نصب شده است ولی واقعا همچون چیزی وجود ندارد ، ولی حالا به شکل دیگری هست که به توضیح آن می پردازیم .
با این جمله به عقبتر برمیگردیم، به سال 1384 و گفتوگویی از دکتر ظریف سفیر و نمایندهی سابق ایران در سازمان ملل متحد که گفت: «فرش بسیار نفیس ایرانی، کار استاد محمد صیرفیان، هنرمند اصفهانی و استاد بنام هنر فرش ایران در مقر سازمان ملل نصب شد. شعر معروف سعدی شاعر بزرگ ایرانی «بنیآدم اعضای یک پیکرند/که در آفرینش ز یک گوهرند» با طلای ناب در وسط آن نقش بسته است و ترجمهی انگلیسی این شعر نیز توسط نمایندگی دائم کشورمان تهیه و در کنار فرش نصب شده تا هر بینندهای را مبهوت عظمت فرهنگ و تمدن ایران و خرد و حکمت ایرانیان کند.»

منابع :
اطلاعات و مشاهدات نگارنده متن :
:http://blackpearl.blogfa.com
www.isna.ir