جدود یک ماه پیش آقای محرم اردشیری یکی از بزرگان دیارمان و فرزند مرحوم یوسف خان ( اوسسوب خان )
با یک ماشین تصادف کرد ( در ساعت حدود 9.30 شب در کنار پارک طوبی خوی ( یک وانت نیسان به آقا محرم در خارج از محدوده خیابان برخورد کرده و حدود 12 متر ایشان را پرت می نماید ) و راننده هم فرا کرده ولی بعد از سه ساعت خود را به نیروی انتظامی معرفی می نماید . آقا محرم به بیمارستان خوی منقل و سپس به تبریز اعزام می گردد ، ایشان علاوه بر جراحاتی که به سر و صورت و سایر اعضای بدن او وارد میگردد ، یکی از پاهایش از دو قسمت بالا و پایین دچار شکستگی شده و در تبریز مورد عمل جراحی قرار میگیرد ،بعدچند روز مرخص و در خانه به بستر می افتد ، البته هنوز هم در منزل بستری است .
دو هفته بعد از این ماجرا امیر عباس یکی از پسر هایش در حالی که سوار موتور بوده با یک پراید در خوی تصادف کرده و پایش شکسته و او هم راهی بیمارستان می شود ، ماجرا به همینجا ختم نمی شود و یک هفته یعد از تصادف امیر عباس ، پسر دیگرش امیر حسین در حین بازی والیبال دچار در رفتگی و یا ترک خوردگی پا می شود و حالا این سه عزیز دریک منزل در بستر می باشند ، با این تفاوت که دو نفرشان در طبقه پایین و یک نفرشان در طبقه بالا در بسترند . عکس ها گویای این داستانند :


اما خصوصیات ویژه این خانواده محترم :
1 - با کمال خوشرویی از عیادت کنندگان پذیرائی نموده و همچنین عیادت کنندگان را دوست دارند.
اقوام ، دوستان و آشنایانی که در خوی ، ارومیه ، تبریز و کلیه شهر ها و روستا های در حد فاصله این شهر ها هستند ، اگر به عیادت نروند ، حتما با آنها برخورد خواهد شد .
2 - از کسانی که بیش از 250 کیلومتر از خوی فاصله دارند ، انتظار عیادت ندارند ولی انتظار تلفن کردن و احوالپرسی چرا ، این عزیزان هم اگر کوتاهی کنند مورد غضب قرار خواهند گرفت .
3 - این عکس ها و این اطلاعات با خواست خود آنها در وبلاگ قرار داده شده است تا بعدا کسی قسم نخورد که از این ماجرا خبر نداشته است .
ضمنا فایل مربوط به استاد چنگیز خان ساعدنیا همچنان باز است و عزیزان می توانند در همان قسمت نظراتشان را اعلام نمایند .
حتما تو هم مانند بقیه مردم در حیرت هستی که چرا اتفاقات بد رخ میدهد! البته در زندگی در کنار روزهای بد، روزهای خوش هم وجود دارد. ولی مسئله درد و رنج حاصل از تجارب بد چیست؟ هرچند هم که خودت آدم بسیار خوبی باشی، باز هم ناملایمات زندگی تو را از پا در میآورد. چرا خدای مهربان میگذارد که مردم زجر بکشند! آن هم خدایی که جمله عشق و رأفت است. البته هر چقدر هم تحقیق کنی این سوالی است که هرگز جوابی قانعکننده و مشخص نخواهد داشت. اما از بعد معنوی شاید تا حدی قابلتوجیه باشد.
میزان رویدادهای بد متنوع است و کموبیش همه مردم موارد زیر را تاحدی تجربه کردهاند:
خرابی ماشین هنگام مسافرت؛ قهر کردن با دوست چندینساله؛ زندگی زناشويی ناموفق؛ از دست دادن شغل، طلاق، مشکلات مالی، تصادفف، بیماری، قربانی جنایت شدن؛ تنگی معیشت، جنگ، بلاهای طبیعی، و.... هزاران مورد دیگر.
در بعد وسیعتر موارد بد میتواند دامنگیر عده بیشماری از مردم، آن هم بهصورت همزمان باشد. برای درک بهتر که چرا زندگی پر از نیش است باید به علت آن توجه کرد که از حوصله این بجث خارج است .
منابع :
عکس های ارسالی خودشان و قلم اینجانب