هدیه هفته :
با تقواترین مردم کسی است که حق را بگوید : به سودش باشد یا به ضررش
شعری از این حقیر در به همه کسانی که قذر همدیگر را در زمان حیات نمی دانیم ( سروده شده در سال 95 )
ای دوست باز گویم روز و شب و بهاران
از یک جا آمده ایم ، همه به این دیاران
قسمت هرکس شده ، جایی از خاک وطن
گاهی سی سال رفتست ، ندیده ایم یاران
دوستی اگرمی جنگد با درد و رنج و سختی
ما هم از دور ناظریم مثل تاریخ نگاران
دست یاری رسانی به کدام دوست داده ایم
گرچه صدبار گفتست ، مانند شرمساران
از این گوش گرفته ، با دیگری پس دادیم
نیاز سخت یاران چه دربرف و چه باران
کنون هرچه بگوییم دل بخواه یاران نیست
به زیر خاک که رفتیم شویم از رستگاران
تا که نفس می کشیم ، یاری رس هم شویم
بعدا به کار نیاید اشک های غمگساران
روزی به خود می آییم نشانی نیست ازدوست
یک دریا اشک ریزیم نفهمند خاکساران
در ماتمش گریسته و بر سر خویش کوبیم
وجدانمان خواهد گفت دروغ است ریاکاران
پریشانی دوستان بار ها دیدیم و رفتیم
خود را زدیم به مستی همانند خماران
سر خاکش نرویم و دسته گلی هم نبریم
دردش را نپرسیدیم و گذشت آن روزگاران
یک وبلاگیست ساده مردم نظر می دهند
چرا باید بتازیم ، چون خیل خشم آوران
روزی شما می آیید جمال را نمی یابید
مزارم را می پرسید از نسل داغداران