اوصاف دریاچه اردبیل
دریاچه کوچکی است که در آب حیات بخش آن هر گونه ماهی یافت میشود. در شرق این دریاچه تبریز و در فاصله یک فرسخی غرب آن اورمیه قرار دارد (۲۰). میان اردبیل و این دریاچه روستاهای معمور و آبادان قرار گرفتهاند. تجار و ماهیگیرانی که با قایق خود روی این دریاچه به صید ماهی میپردازند، کالای خود را به نقاط گوناگون و به ویژه به رومیه (ارومیه)، دُمدُمی و دُمبلی (۲۱) برده و میفروشند. گرداگرد این دریاچه از دریاچه وان بزرگتر است. دور زدن آن با پای پیاده دستکم ده روز طول میکشد. آب دریاچه وان مانند سم هلاهل تلخ است، اما آب این دریاچه همچون آب حیات شیرین است (۲۲). عمق آن برابر با هفتاد قُلاج (درازای دو دست) است. این دریاچه در همان شبی پدید آمد که حضرت رسول اکرم از رحم مادر مشتق شد و همزمان، طاق کسرا، بتهای مکه و ایاصوفیه به لرزه درآمده، ترَک برداشت. چهل و پنج رودخانه کوچک و بزرگ از چهار سو بهاین دریاچه میریزند. بزرگترین آنان رودخانه سهلان (سبلان) است که اردبیل را آبیاری میکند و سپس بهاین دریاچه میریزد. رودخانه کهران نیز بهاین دریاچه میپیوندد.
سنگی از عجایب خلقت
در خارج از شهر اردبیل سنگی وجود دارد بزرگ، سیاه، گِرد و سنگینتر از آهن. وزنش تقریبا سه قنطار (۲۳) است. سنگی است صیقلیافته و درخشان. کاهنان باستان روی این سنگ چیزهای زیادی به خط عبرانی نوشته و صورت انسانی را نقش کردهاند که دستانش را گشاده و رو به آسمان گرفتهاست. هنگامی که در اردبیل باران رحمت نازل نمی شود، اعیان و اشراف، خرد و کلان این سنگ را غلتانده به شهر میآورند. از عظمت خداوند، سه روز و سه شب باران نزول میکند و آب رحمت مزرعهها، دهات وقصبات را آبیاری میکند. آنگاه سنگ مزبور را باز به جای خود برمی گردانند و باران قطع
در خارج از شهر اردبیل سنگی وجود دارد بزرگ، سیاه، گِرد و سنگینتر از آهن. صیقلیافته و درخشان. کاهنان باستان روی این سنگ چیزهای زیادی به خط عبرانی نوشته و صورت انسانی را نقش کردهاند که دستانش را گشاده و رو به آسمان گرفتهاست. هنگامی که در اردبیل باران رحمت نازل نمی شود، اعیان و اشراف، خرد و کلان این سنگ را غلتانده به شهر میآورند. از عظمت خداوند، سه روز و سه شب باران نزول میکند و آب رحمت مزرعهها، دهات وقصبات را آبیاری میکند.
از متن سیاحتنامه
میشود. عجیب است که هر قدر این سنگ به شهر نزدیکتر میشود، باران نیز به همان درجه شدت میگیرد. در آن حال اهالی اردبیل از فرط باران چشم گشودن نتوانند. هنگامی هم که سنگ را به خارج از شهر و به جای قبلی خود میبرند، دریاچه اردبیل به طغیان آمده ولایت را در خود غرق میکند.
هنگامی هم کهاین سنگ را بلند کرده از جای همیشگیاش، به جای دیگری منتقل میکنند، سنگ عظیم و چهارگوشه دیگری در جای آن ظهور میکند که روی آن هم چیزهای بسیاری به خط عبرانی و سریانی نوشته شدهاست. روی این سنگ چهار گوشه دوازده سوراخ هست. تا بازگردانیدن آن سنگ نخست از هر سوراخ این سنگ دوم جویباری جاری میشود. حتی با بازگردانیدن سنگ نخست آن جویبارها قطع نمی شوند. برخی علمای اردبیل میگویند که این سنگ همان سنگی است که حضرت موسی در «صحرای تیه» با عصایش دوازده بار بر آن زد و دوازده جویبار جاری شد و به آیه «فاضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنا عشر عینا» اشاره میکنند. لیکن به نظر اهالی اردبیل این سنگ از طلسمهای جد شاهان ایران، شیخ صفی بوده که به مرتبه قطب اکبر نایل شده بود.