علیشیخ  

به یاد جان باختگان کشتی نفتکش سانچی در دریای چین (1 )

جمال محمد زاده | دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۶ | 12:23

به یاد جان باختگان کشتی نفتکش سانچی در دریای چین (1 )

خدایا ، خداوندا چه بگویم ، چگونه بگویم ، از کجا بگویم ، از کدام مصیبت بگویم ولی به حکم وظیفه انسانی این کمین بنده تو بخاطر این فاجعه  عظیم ، این جان باختگان را ه وطن ، دلهای در آلود ایرانیان در هر جای جهان و خانواده های محترم و داغدیده این عزیزان باید چند کلمه ای را اگر خداوند یاری نماید بنگارم .

بار پروردگارا نمیدانم ماچه کرده ایم ، چه گناهی مرتکب شده ایم ، به اندازه تمام دنیا گرفتاری ،مصیبت و درد ورنج های خانامانسوز سراغ ما و کشورمان می آید ، کارهای تو بدون حکمت نیست ، بدون تردید ما حرفهایمان با دل هایمان یکی نیست .

بار الهی  مارا چه شده است که هر روز و هفته یک فاجعه ای دردناک در کشور ما بوقوع می پیوندد ، باران نمی بارد ، برف نمی بارد ، خشکسالی بیداد می کند ، هشتاد درصد مردم وضع اقتصادی خوبی ندارند  در حالی که از نظر منابع خدادادی جزئ چند کشور اول دنیا هستیم  ، هر روز یک چیزی گران می شود ، هر روز یک چیری نایاب می شود ، هوا نداریم ، دود تنفس می کنیم ، بخاطر آلودگی هوا هر روز عده ای جان می دهند ، بعضی از کشور های قلدر دنیا مشکلاتی را برایمان رقم می زنند .

هر روز و هرماه تعدادی از هموطنانمان در تصادفات جاده ای ، درون شهری ، گازگرفتگی ، ریزش آوار ، اشتباهات و خطاهاید غیر عمد پزشکی  و... جان خود را از دست می دهند .

مرتب ساختمانی فرو می ریزد ، ساختمانی ، انباری آتش می گیرد ، ساختمان پلاسکو در آتش سوخت و چند نفر از آتش نشان های جان بر کف و فرزندان صدیق این ملت به شهادت رسدند ، ایران داغدار شد ، خانواده هایی به سوگ ابدی نشستند ، زلزله ورزقان در زمستان ، زلزله کرمانشاه در فصل سرما و زمستان ، زلزله کرمان در فصل سرما ، زلزله در تهران و چندین شهر دیگر و زلزله هایی که همچنان ادامه دارد ، خداوندا ما که مردم خوبی هستیم  و در مواقع گرفتاری به داد حادثه دیدگان مان می شتابیم ، دولت و نهاد دولتی و غیر دولتی تمام تلاش خود را انجام می دهند ، پس مشکل از کجاست که کشور ما گرفتار این همه بلا می شود ؟ یا رب خودت کمک مان کن .

خداوندا هنوز از فاجعه زلزله کرمانشاه بیرون نیامده بودیم که خبر وحشتناک دیگری از راه رسید و همه ملت ایران را نگران کرد ، یک هفته با بیم و امید منتظر بودیم که آن هم پایانی بسیار اسفناک و غم انگیزی داشت .

همه بهتر می دانید هر جا بخواهد یک آتش سوزی حتی کوچکی را ه بیفتد همه داد می زنند آب بیاورید ، آب بریزید ، پس این آب کجاست ؟ ولی در اتفاقی که برای کشتی سانچی افتاد ، تمام دور و برش آب بود ، دریا بود ، اقیانوس بود ولی از این همه آب هیچ کاری ساخته نبود ، خداوند شما بهتر می دانید گیر افتادن در میان آب و آتش و بنزین که هیچ راه فراری هم نباشد ، چقدر سخت و وحشتناک است ! شاید برای خیلی از ما ها اتفاق افتاده باشد که در اتاقی ، حمامی ودستشویی قفل شده و ما چند دقیقه آنجا مانده ایم ، با اینکه دور وبر مان کسای بودند و میدانستیم تا چند دقیقه دیگر در باز خواهد شد ولی تحمل همین چند دقیقه هم مشکل و استرس و اضطراب آور است . یا شده چند دقیقه ای داخل آسانسور گیر کرده اید و کسانی هم با شما بوده اند ، تا کسی برای کمک بیاید کلی دچار ترس و اضطراب شده اید، حالا تجسم کنید این عزیزان را که در میان دریا و در محاصره آب و آتش و انفجار هر از گاهی مخازن کشتی ، که کشتی های کمکی چند کشور هم نمی توانستند به آتش نزدیک شوند ، به این عزیزان چه گذشته است ، بدون تردید اگر راهی برای آب بود همه برای فرار از آتش خود را به داخل آب می انداختند  ولی مطمئنا هیچ راهی نبوده است ، خدوندا ترا به ناله های لحظه های راز و نیاز  آخراین عزیزان که بدون تردید آن موقع ترا صدا می زدند ، به ملت ما و مملکت ما عنایت خاص بفرما .

این کشتی بعد از هفت روز که در اتش می سوخت دیروز آرام آرام به زیر آب رفته و در دریا غرق شد ، در حالی که ملت ایران و خانواده های این عزیزان این صحنه را مشاهده می کردند ، خدایا چگونه می توان خانواده های آن ها را آرام کرد ؟ مگر اینکه خودت به داد آنها برسی .

واقعا بعضی چیز ها هست که گفتنشان نه تنها ساده نیست بلکه رعشه بر اندام انسان می اندازد ، در اوایل دهه شصت که در جلفا کار میکردم ، پسر جوانی که نوزده سال داشت برای آب تنی داخل رودخانه ارس شده بود و رودخانه اورا با خود برده بود . همه می دانیم رساندن خبر بد مثل مرگ عزیزان را به بازماندگانی که در جریان نیستند به همین راحتی نمی گویند ، اصولا آدم های مجرب و دنیا دیده و سرد و گرو روزگار چشیده را انتخاب می کنند تا برود و آرام آرام خبر را به وابستگان بگوید ، برای یک پدر و مادر خیلی سخت است که حتی بیایند به آن ها بگویند پسرت در بازی فوتبال زمین خورده و دستش در رفته است تا چه رسد به اینکه دوستانش لباس های اورا بیاورند به مادرش تحویل دهند و بگویند ارس پسرت را برد ، حالا کار زمانی بدتر می شود که مادر بفهمد جنازه ای هم در کار نیست ، به هر حال نیرو های امدای ایرا ن از این طرف ارس و نیروهای ارمنستان و نخجوان از آن طرف ارس به جستجو پرداختند و خبری از پسر نشد و بعد همه از جمله والدین پسر مطمئن شدند که فرزندشان غرق شده است ، حالا دیگر مادر پذیرفته بود که فرزندش فوت شده است و داد می زد جسد پسرم را پیدا کنید ، مادری که حاضر نبود از دماغ پسرش یک قطره خون بیاید ، حالا برای پیدا شدن جنازه اش گوسفند قربانی نذر می کرد  و بعد از چند روز در کیلو متر ها پایین تر جنازه پسرش پیدا شد ، مادر جنازه پسرش را دید و نظرش را هم ادا کرد .

از قدیم می گویند اگر فوت شده دفن شود صاحب عزا یک کمی آرام می شود ، اما اگر جنازه ای هم در کار نباشد صاحبان عزا چگونه آرام شوند؟ الهی ترا به خون امام حسن خودت به داد آن ها برس .

مشخصات وب
علیشیخ  
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • روستای علی شیخ
  • غار علی شیخ
  • گالری عکس
  • مقالات
  • شعر
  • مطالب خواندنی
پیوندها
  • جغرافيايي و زمين شناسي
  • غارهای ایران وجهان
  • روستاهاي ايران
  • خانواده سبز خانواده بدون دخانیات
  • اخبار و معرفی مکانهای دیدنی ایران
  • هنر نستعلیق
  • خوی
  • کانون عکاسان ایران
  • روستای زاویه ی سکمن آباد (zeve)
  • روستاي پسک سفلي
  • وارلیق
  • غار علی شیخ
  • ممش خان کندی
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای علیشیخ   محفوظ است .