وبلاگ ها از خاطره ها حذف شده و اصلا دیگر مردم خیلی کم به آن ها سر می زنند ، در حالی که در عرض چند ثانیه میتوان هزاران مطلب ، مقاله ، عکس و ... به همه جای کشور و حتی دنیا فرستاد ، چه نیازی به سر زدن به وبلاگ هست ؟ به نظر گذاشتن هست ؟ وادار کردن بعضی ها برای تایید نظرات مهربانانه هست ؟ و یا چه نیازی برای هزینه کردن و حک وبلاگ هست ؟
حتی سرورانی که بار ها قسم خورده اند که هرگز به این وبلاگ سر نخواهند زد ، بار ها توبه شکستند و اولین کاری که اول صبح انجام می دهند ، سرزدن به وبلاگ علیشیخ است ، این همه محبوبت و جذابیت برای این وبلاگ از کجا آمده که دوست ، منتقد ، آشنا و غریبه را به بازدید چند باره در روز از این وبلاگ وادار ساخته است ؟
این در حالی است که خیلی از عزیزان از شنیدن اسم این وبلاگ هراس دارند .
به عبارتی
باده درد آلود مان مجنون کند (محض یاد آوری بخوانید دُرد )
صاف اگر باشد ندانم چون کند ؟
پس باید نتیجه بگیریم وبلاگ علیشیخ از یک پیشینه ، محبوبیت و مجذوبیت بی نظیری بر خوردار است که خداوند منان ، خواهی یا نخواهی اکثریت را همراه این وبلاگ ساخته است .
این وبلاگ نه رنگ و لعاب ، درست است ، درود برشما ، مورد تایید است و ... های تلگرام ها و گروه ها را دارد ، نه سلفی های آنچنانی و ...
پس باید بگوییم کسی این وبلاگ را حمایت می فرمایند که شیشه را در بغل سنگ نگه می دارند .
به قولی
آنچه دلم خواست نه آن می شود
آنچه خدا خواست همان می شود
روزگار به ما آموخته است که تجربه بالاتر از علم است و به لطف خدا وبلاگ علیشیخ که آئینه تمام نمای علیشیخ است ، روز به روز رونق بیشتری خواهد یافت .
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد