این روز ها در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی از کلمه مثبت اندیشی بیشتر استفاده می شود و 99 در صد آنها کپی ، پیست است ، بهتر است گهگاهی تلنگری به خودمان بزنیم و از تراوشات ذهنی خودمان هم ، هر چند ضعیف استفاده کنیم ( هر چند استفاده از نوشته های دیگران در جای خود و اطلاع رسانی بسیار خوب است ) . طول عمر اطلاعات علمی الان زیر پنج ماه است یعنی اگر می گویند امروز این دارو برای قلب خوب است ممکن است 4 ماه دیگر بگویند این دارو برای قلب مضر است ، چناکه هراز گاهی در تلویزیون می بینید .
اگر یادتان باشد تا یکسال پیش هر داروی گیاهی را مردم بدون ترس استفاده کرده و فخر هم می نمودند و می گفتند دارو های گیاهی عوارض ندارد ، در حالی که الان می گویند عوارض بعضی از دارو های گیاهی از داروهای شیمیایی بیشتر و حتی کشنده تر است ، اگر ما همواره نسبت به دارو های گیاهی مثبت اندیش باشیم و بی رویه مصرف کنیم ، خسارات جبران ناپدیری خواهیم دید . پس این چه نوع مثبت اندیشی است که به نابودی ما منجر می شود . مگر ما در این جامعه زندگی نمی کنیم ؟ هر روز چه اتفاقاتی در گوش و کنار این مملکت برای کودکان ، نو جوانان ، جوانان و ... می افتد ؟ آیا اگر والدین این قربانیان فقط 2 درصد نسبت به دوستان ، همسایه ها ، اولیا ئ امور ، اداره ، کارگاه ، راننده سرویس و .... بدبین بودند و کمی کنترل بیشتری روی عزیزانشان داشتند از خیلی از این اتفاقات جلوگیری نمی شد ؟
بزرگی میگفت همواره 2 درصد بدبینی را نسبت به هر کس و هر چیز داشته باشید . همه شما داستان های جنایی، پلیسی شرلوک هلمز و بویژه پوآرو را بارها و بار ها دیده اید ، نویسنده بیشتر داستان جنای پوآرو خانم آگاتاکریستی است که می گوید ، قاتل اغلب نزدیکترین فرد به مقتول است ( سببی یا نسبی و یا دوست ) .
پس چگونه می شود همیشه خوشبین و مثبت اندیش بود ؟
سعدی می فرماید :
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
چند تا از شما ها حاضرید زن تان را تنها با دوستتان در مسیری کوتاهی با ماشین همراه کنید ، مگر مثبت اندیشی خوب نیست پس چرا اینکار را نمی کنید ؟ از کسانی که این روز ها زیاد از مثبت اندیشی صحبت می کنند فردی را سراغ دارم که اجازه نمی دهد خانمش حتی تنها در صندلی عقب ماشین برادرش بنشیند ، پس کو این مثبت اندیشی ؟ این مثبت اندیشی نیست ، شعار است ، عوامفریبی است و ...
حالا ملموس تر صحبت کنیم ، خدای ناکرده ما مریضی در منزل داشته باشیم که پول بیمارستان ودارویش را نداریم و نه تنها نمی توانیم مثبت اندیش باشیم اصلا نمی توانیم به چیز دیگری فکر کنیم! به زمین و زمان بد خواهیم گفت . پول مدرسه یا دانشگاه بچه مان را نداشته باشیم آنوقت پا هایمان را دراز می کنیم و مثبت فکر می کنیم که حل می شود در صورتی که می دانیم هیچ پس اندازی نداریم ؟ چرا شعار های الکی می دهیم ؟ چرا از واقعیت فرار می کنیم؟ حالا اگر بگویند مرض شما به عمل نیاز دارد و باید تا فلان روز این مبلغ را بریزید ، اصلا می فهمیم کجای دنیا هستیم که مثبت هم فکر کنیم . البته ناگفته نماند بعد از روی کا آمدن دولت آقای دکتر روحانی و وزارت دکتر قاضی زاده هاشمی اوضاع بیمارستان های دولتی خیلی بهتر و ارزانتر شده است
و با دفترچه های بیمه زیر ده درصد هم میرسد . اما وجود بیمار و بیمارستان و جو حاکم بر منزل نمیگذارد که ما مثبت فکر کنیم .
مثبت اندیشی زمانی است که شکم خودمان و فرزندانمان سیر باشد ، کار خوب و در آمد سرشاری داشته باشیم ، خانه و ماشین داشته باشیم ، اجاره بهای چند باب خانه و مغازه را بگیریم ، از وام های آنچنانی برخوردار بشویم ، و به آنهایی که نان خالی شبشان را به زور بدست می آورند ، مستاجر هستند و مریض هم دارند و از اهل و عیال خویش شرمنده اند ، دستور صادر کنیم که مثبت اندیش باشید .
اگر ما سرمان درد بکند ، دل و دماغ جواب دادن به فرزند مان را نداریم چون پنجاه درصد حواسمان به سردرد مان است باز هم نمی توانیم مثبت فکر کنیم چون مرکز تفکر ما خودش بیمار است ، پس برای مثبت اندیشی علاوه بر موارد مذکور سلامتی جسم و روان هم لازم است . پس واقع بینی از مثبت اندیشی جلوتر است .
منبع : خود نویسنده
و اما بعد :
تفکر مثبت همیشه خوب نیست
بسیاری از افراد تصور می کنند کلید موفقیت داشتن یک چشم انداز مثبت است که باید سرسختانه به آن چسبید. اعتقاد به تفکر مثبت و قدرت آن در شکل های مختلف بین افراد کاربرد دارد.
هفته نامه زندگی مثبت: بسیاری از افراد تصور می کنند کلید موفقیت داشتن یک چشم انداز مثبت است که باید سرسختانه به آن چسبید. اعتقاد به تفکر مثبت و قدرت آن در شکل های مختلف بین افراد کاربرد دارد. برای مثال تفکر مثبت از تکرار کلمات تاکیدی مثبت گرفته تا از بین بردن صداهای منفی ذهن برای به دست آوردن سلامت افراد را شامل می شود اما حقیقت اینجاست که تفکر مثبت گاهی اوقات ما را به عقب می راند و همانند یک مانع در مقابل مان جلوه می کند.
این موضوع را با ذکر یک مثال مستند برای تان نشان خواهیم داد. 2 گروه از زنان برای کاهش وزن خود در یک مطالعه تحقیقاتی شرکت کردند. از گروه اول خواسته شد در مورد نتیجه رژیم غذایی خود به تصویرسازی مثبت بپردازند؛ اینکه نتیجه بسیار رضایتبخش بوده و آنها به وزن ایده آل خود رسیده اند اما از گروه دوم خواسته شد در تصویرسازی ذهنی خود را در حالت تقلب و زیر پا گذاشتن رژیم مشاهده کنند. بعد از یک سال نتایج بسیار جالب بود. برخلاف آنچه که در مورد تاثیر تصویرسازی و تفکر مثبت گفته می شود، گروه اول نسبت به گروه دوم وزن کمتری از دست داده بودند.
تصویرسازی مثبت می تواند تنبل تان کند
تصویرسازی در مورد آینده آن هم به صورت کاملا مثبت باعث آرامش شما می شود و فشار خون را پایین می آورد اما با توجه به تمام این نتایج خوب، تصویرسازی ممکن است باعث شود انرژی کمتری روی اهداف تان بگذارید.
در واقع رویابافی و افکار مثبت انرژی مورد نیاز را برای به اجرا در آوردن قصد و نیت تان تخلیه می کند. گاهی تفکر مثبت مغزتان را فریب می دهد که به هدف تان دست پیدا کرده اید و در نتیجه نسبت به پیگیری آن شل و بی انگیزه خواهید بود.
رویکرد تقابل ذهنی
منتقدان تفکر مثبت به افراد توصیه می کنند از گفتگوهای مثبت ذهنی و کلامی دست بردارند و در مقابل به صورت واقعی با چالش ها و موانع زندگی شان روبرو شوند اما داشتن این طرز تفکر هم کمی زیاده روی است چون نمی تواند نسبت به داشتن تفکر مثبت بهتر باشد.
تفکر مثبت همیشه هم خوب نیست
اما استفاده از یک رویکرد ترکیبی بهترین حالت ممکن است که به آن «تقابل ذهنی» می گوییم؛ یعنی رسیدن به اهداف با ترکیب تفکر مثبت و واقع گرایی. برای مثال یک آرزو کنید، سپس تصور کنید به آن خواسته دست پیدا کرده اید و غرق این حس خوب شوید. بعد از آن توقف کنید و به تصویرسازی موانع احتمالی بپردازید که بر سر راه تان به وجود خواهد آمد. استفاده از این تکنیک در نمونه مطالعات تحقیقی روی افراد نیز نتایج جالبی را نشان داد.
وقتی از افراد خواسته شد موانع موجود در راه رسیدن به آرزوی شان را تصویرسازی کنند، با این روش بسیاری از آرزوها که دور از واقعیت بود حذف شد و افراد دست از آرزو کردن یک خواسته غیرمنطقی و غیرعقلانی کشیدند.
در یک آزمایش دیگر از گروهی از ورزشکاران خواسته شد برای رسیدن به فرم ایده آل به «تقابل ذهنی» بپردازند. نتیجه نشان داد این گروه نسبت به گروهی که تنها به تصویرسازی مثبت پرداخته بودند سبزیجات بیشتری مصرف کنند و روی تمرینات خود نیز بیشتر متمرکز شده بودند.
مثبت فکر کردن خوشایند است اما به آن معنا نیست که برای ما خوب است. برای رسیدن به هدف باید متعادل رفتار کرد. اینکه تنها به جنبه های منفی یک موضوع فکر کرد یا تنها به تصورات مثبت آن، به هیچ وجه نتیجه خوبی ندارد.
گابریل اتینگن - پروفسور روانشناسی از دانشگاه نیویورک و هامبورگ