· در درجه دوم، بسياري از غارهاي ديگر كه با پايين رفتن سطح آب زيرزميني، آبهاي اوليه خود را از دست دادهاند، نسبتاً خشك و فعالیت کارستیک در آنها متوقف خواهد شد که اصولاً تجديدناپذير خواهند بود. بسياري از غارهاي غيرآهكي نيز، مانند غارهاي آتشفشاني، در اين گروه قرار ميگيرند. به هر حال جريانهاي موئینه و هيدرولوژي حوزه آبخيز، هم براي فرايندهاي زمين- شيميايي درون غارها و هم براي حيات گياهي و جانوري عار مهم هستند و از اين مهمتر، به دليل تأثيري كه رطوبت بر خرد- اقليم غار ميگذارد، اهميت دارند.
· تمايز ميان غارهايي كه ارتباط مداوم با سفره آب زيرزميني دارند و غارهايي كه از آب خالي شدهاند، در اينجا بيشتر مشخص ميشود. غارهايي كه جريانات فعال يا طغيانهاي فصلي دارند، در معرض سطوح بالايي از انرژي جنبشي هستند كه باعث تغييرات دائمي در غار ميشود. اين تغييرات، در عوض به سرعت، اثرات ديگر تغييرات كوچكتر مثل اثرات ورود بازديدكنندگان را ميزدايند. در حالي كه ديگر غارها، ظرفيت انرژي بسيار پاييني دارند و بيشترين انرژي ورودي آنها ممكن است به عنوان مثال، فضولات جيرجيركهاي غار و جريانات شبانهروزي هوا باشد. در چنين سيستم كمانرژي، اثرات ورود انسان، هر چقدر هم به دقت مديريت شود، قابل توجه خواهد بود.
· به علاوه تهدیدات دیگری برای غارها وجود دارد که از تهديدات كاملاً مستقيم مثل تغييرات كالبدي (مانند تخريب سراسري غار با استخراج) گرفته تا تهديدات غيرمستقيم (به طور مثال، استفاده از غار براي تفرج) كه منجر به فشردگي تدريجي و جبرانناپذير طبقات و درنتيجه انقراض جامعه گياهي غار (كه حياتشان وابسته به طبقات غيرفشرده غار است) ميشوند، متغير است. ديگر تأثيرات غيرمستقيم شامل وارد شدن جلبكها و ديگر موجودات زنده آلاينده به غار است.
تخريب كلي
· غارها يا منظرهاي مهم كارستي ممكن است به طور كامل از طريق معدن كاوي، استخراج، كار با بولدوزر براي عمليات مهندسي و ديگر توسعهها، با زير آب رفتن از طريق ذخيرهسازي مصنوعي آب و يا پر شدن با زباله و پسماندها تخريب شوند. اين مسأله جزء واضحترين تهديدات هستند كه با تكرار فزاينده رخ ميدهند و معمولاً تضادهاي مهمي با كاربري زمين ايجاد ميكنند.
اختلال اساسي خاكي يا هيدرولوژيك
· جنگلداري، استخراج معدن، پاكسازي زمين، ساخت و ساز، فعاليتهاي كشاورزي، دفع مواد زايد يا انباشتن ديگر مواد و ديگر فعاليتهاي توسعهاي با وجودي كه منجر به تخريب مستقيم نميشوند، ممكن است كار سيستمهاي كارستي را مختل كنند. تغيير پوشش خاك، تجمع رسوبات در آبراههها (كه حتي ناشي از فعاليتهايي خارج از منظر كارستي است)، انحراف مسير آب و يا تغيير رژيمهاي آبي و پوشش های گياهي، همگي اثراتي اساسي دارند.
· برداشت بيرويه از منابع آب زيرزميني ممكن است منجر به پايين رفتن سطح آب شود و گاهي عواقب پرهزينه و مصيبتباري به همراه داشته باشد. صنايع استخراجي مانند برداشت سنگ های غار، جابجايي و انتقال صخرهها و كارنهاي (Karren) زيبا براي تزيين باغها يا برداشت آشيانه پرندگان نیز اثرات زیادی بر اكوسيستمهاي درون غارها دارند.
· برداشت بيرويه از منابع آب سفرههاي عميق منجر به اختلالات شدید و هزينهبري می شود که اثرات آن را می توان در آمريكاي جنوب شرقي، چين و آفريقاي جنوبي به صوت فروچاله های بزرگی دید که با نشست و ریزش زمین در سطوح وسیع منجر به تخريب خانهها و ساختمانهاي تجاري و صنعتي شده است و عمدتاً تلفات جاني قابل توجهي به همراه داشته است.
آلودگي
· انباشت يا تخليه مواد مختلف در محدوده حوزه آبخيز كارست معمولاً آلودگي جدي ايجاد ميكند. فاضلاب و زبالههاي خانگي، زراعي يا صنعتي از مشكلات رايج در این مناطق هستند. هيدروكربنهاي گازي ناشي از ذخيرهسازي سوخت يا سايتهاي دفع زباله، خطر آلودگي درپی دارند. چنين آلودگيهايي ناشي از تركيبات محلول در آب ، انتقال میکروب ها، ته نشینی رسوبات يا حتی انباشت كلان مقياس زباله، برای محیط های کارستی خطرناک هستند. نمونههاي فراواني از مشكلات ناشي از آلودگي آبهاي زيرزميني به صورت مستند وجود دارند كه يكي از قديميترينهاي آنها مربوط به بروز وباي همهگير در انگليس است كه درسال 1854 رخ داد. چنين مشكلاتي تا به امروز ادامه دارد. انتقال نسبتاً سريعتر جريانات آب زيرزميني در كارست، فرصتي براي تصفيه طبيعي يا ديگر اثرات پاككننده باقي نميگذارد و درنتيجه، مشكلاتي مانند انتقال بيماري با سهولت بيشتري بروز ميكند. حتی اگر منبع آلودگي در جايي خارج از محدوده كارست و بسيار دورتر از آن واقع شده باشد، همچنان اثرات ناگواری دارد.
بهرهبرداري انساني از غارها
· انسان استفاده های متعددی از غارهای می نماید از جمله اهداف نظامي (ذخيرهسازي، پناهگاه، تاكتيكهاي چريكي، پناهگاههاي هستهاي و غيره)، مسائل مذهبي يا مقبرهها، آسايشگاهها، قبرستانها، سايتهاي توليدي، ذخيرهسازي آب و سكونتگاهي، پرورش قارچ، پنيرسازي، شرابسازي و ذخيرهسازي آن، قاچاق، جنبههاي مختلف پژوهشهاي علمي، گردشگري در اشكال مختلف، تالارهاي كنسرت و تفرج در سطوح متعدد.
· برخي از اين استفادهها از نظر فرهنگي واجد اهمیت اند و اغلب قدمتي بيش از چندين قرن دارند. طرح استفاده از غار به عنوان كارخانه پنيرسازي در یک کشور اروپائی، با ماهيت آن تناقضي اساسي دارد اما کسی نمی تواند بطور جدی توليد پنير را در غار راكفورت (Roquefort) را متوقف كند.
در مجموع می توان گفت استفاده های انسانی از غارها اثرات بسياري دارند از جمله:
· تغيير ساختار كالبدي غار
· تغيير شيمي آب
· تغيير هيدرولوژي غار
· تغيير در جريان هواي غار و خرد- اقليم آن
· ورود نور مصنوعي به غار
· فشردگي بستر و لجنی شدن آن
· فرسايش يا اختلال در جریان رسوبگذاری غار
· تخريب پديدههاي غاري
· تخريب جامعه گياهي
· ورود موجودات زنده و يا ناسازگار به غار (مانند بتن، دستاندازهاي صخرهنوردي)، آلايندهها، مواد مغذي، گونههاي جانوري، قارچ و جلبك
· اثرات سطحي مانند فرسايش، رسوبگذاری، تغيير پوشش گياهي
اين اثرات، ممكن است مستقل از هم باشند و یا رابطه تجمعي يا همافزايي داشته باشند. به علاوه روابط پيچيدهاي ميان تعداد بازديدكنندگان در هر بار، تعداد دفعات بازديد و اثرات حاصل از آن وجود دارد.
دستورالعملها
2- يكپارچگي هر سيستم كارستي بستگي به رابطه متقابل ميان خاك، آب و هوا وجود دارد. هرگونه اختلال در اين رابطه اثرات احتمالي نامطلوبي به دنبال دارد و بايد به طور كامل مورد ارزيابي محيط زيستي قرار گيرد.
3- مديران سرزمين بايد سراسر محدوده حوزه آبخيز اراضي كارستي را شناسايي كنند و به اثرات بالقوه هرگونه فعاليتي در حوزه آبخيز حساس باشند، حتي اگر آن فعاليت در خود كارست اتفاق نيفتد.
4- اقدامات مخرب در كارست مانند استخراج معدن يا ساخت سد بايد به گونهاي استقرار يابد كه ناسازگاري با ديگر منابع يا ارزشهاي طبيعي به حداقل برسد.
5- آلودگي منابع آب زيرزميني، مشكلات ويژهاي را در كارست ايجاد ميكند و بايد همواره به حداقل برسد و مورد نظارت قرار گيرد. اين نظارت و فرابيني بايد به جاي اينكه بر پايه فواصل زماني منظم باشد، مبتني بر وقايع و رويدادها صورت پذيرد؛ زيرا در طي طوفانها و طغيانها است كه بيشترین آلودگي درون كارست جابهجا ميشوند.
5- کلیه كاربريهاي انساني مناطق كارستي بايد در جهت به حداقل رساندن اثرات نامطلوب برنامهريزي شوند و جهت تأمين اطلاعات براي تصميمگيريهاي آينده تحت نظارت و فرابيني قرار گيرند.
7- ماهیت بسياري از پديدههاي كارستي، به ويژه غارها تجديد ناپذیر است،ولی با اینحال، براي مديريت موثر غار، لازم است پديدههاي تخريب شده تا جايي كه ممکن است، بهسازي و احياء شوند.
7- توسعه غارها براي اهداف گردشگري نياز به برنامهريزي دقيق دارد، از جمله توجه به پايداري. بنابراین در هر جا كه ممکن است، مرمت و بهسازي غارهاي آسيبديده بر گشودن غارهاي جديد به روي مردم ارجحيت دارد.