علیشیخ  

چیلله گئجه سی ( شب یلدا ) مبارک

جمال محمد زاده | سه شنبه سی ام آذر ۱۴۰۰ | 17:54

جامال یازیر چئیللنی

قار تاپ دوزت گوللنی

عالیشیخلی هاردا اولسا 

دانیشاندا بیللنی 

در زمان های قدیم ، بویژه وقتی ما ها در ده به مدرسه می رفتیم  و حتی قبل از آن ، زمستان های علیشیخ بسیار سرد می شد ، برف بسیار می بارید و مردان و جوانان بعضی وقت ها پشت بام ها را روزی جند بار پارو میکردند تا بر اثر سنگینی برف خانه ها آسیب نبیند و یا خدای ناکرده فرو نریزد . راه های عبوری ( کوچه ها ) را هم برای عبور زنان و کودکان پارو میکردند .  روزی که برف می آمد ، شب هنگام بزرگان می گفتند امشب ( آیاز یا آیاز ) خواهد بود ، یعنی اینکه امشب و فردا هوا بسیار سرد خواهد بود و همانطور هم می شد  و صبح که می خواستیم بیرون برویم برف ها زیر پاهایمان صدای ویژه ای ( جئر جئر ) میکردند ، بعضی وقت ها برف آنقدر زیا می آمد که مردان با پارو و بیل و ... یک را باریکی باز میکردند و دو طرف راه باریک کوچه ها ارتفاعش به بیش از یک متر می رسید و ما که از این راه ها به مدرسه می رفتیم  در بین دیواره های برفی دیده نمی شدیم ، این حالت ها آنقدر جالب و خاطره انگیز است که واقعا با نوشته های من حق مطلب ادا نمی شود ولی بزرگتر و همدوره های من و چند سالی کوچکتر از من هم همه این ها را به یاد دارند و میدانم از یادآوری آن روز ها لذت می برند ، از مدرسه تا خانه و بر عکس بارها لیز خورده و روی برف و یخ ولو میشدیم ، وقتی به خانه میرسیدیم کنار بخاری گرم میشدیم ولی پاها را داخل تنور گرم کردن لذت دیگری داشت ، گاهی از سرمادستهایمان آنقدر یخ میزد که نمی توانستیم پنچ انگشت یک دستمان را بهم بچسبانیم ، بقیه را جوانتر ها از بزرگتر ها بپرسند  چون قلم از وصف ناتوان است .

گاهی وقت ها از سرمای زیاد آغ چای یخ می بست و احشام و حتی ماشین ها از روی یخ رد می شدند . 

دو ماه دی و بهمن همیشه اوج سرما و بارش برف و در نهایت یخبندان بود ، گاهی راه روستا ها به خوی دو الی سه ماه بسته می شد و بهمین دلیل مردم علیشیخ و روستا های اطراف آذوقه چند ماهه خودرا از اوایل پاییز تهیه میکردند و به آن زیمرریک می گفتند .

لذا رسم بر این بوده این دو ماه را به دو قسمت ، چهل روز ( بویوک چیئلله = جلله بزرگ ) و 20 روز ( کیچیک چیلله = چله کوچک ) تقسیم میکردند ، لازم به یاد آوری است در یکی از روز های چلله بزرگ همه یک آش ویژه و بسیار خوشمزه می پختند و آن را به جای صبحانه می خوردند و به آن ( سحر آشی ) می گفتند که واقعا یکی از خوشمزه ترین آش هایی است که من تو عمرم خورده ام و الان هم نمیدانم کسی بلد است آن را درست کند و یا نه ، بدون تردید اگر ده رفتید از ام البنین خاله بپرسید  حتما یادش هست . روزی که آن آش را می پختند ( آن روز را خیدیر نبی ) می نامیدند و منظورشان ( خدر نبی یا خضر نبی ) پیامبر خدا بود.

اما چله کوچک گه بسیار هم سرد می شد را مردم برای اینکه زودتر تمام کنند برایش برنامه داشتند. هر روز به یک خانه میهمان می دادند ، همیشه روز اول میهمان خانه مرحوم عزت اله خان بود ولی میزبان همیشه زن خانه بود و اگر صبح هوا خوب می شد می گفتند مرحومه مرحمت خانم از مهمانش خوب پذیرائی کرده و اگر هوا بد می شد بدی هوارا به پذیرائی بد و نامهربانانه میزبان نسبت می دادند  و می گفتند ( فیلانکسین ئوزو خوش دئییل ) .

آن موقع کل خانه جلال سلطان یکی حساب می شد الان ماشائ اله چند تا خانه شده اند ، لذا طوری بود که در اورتا محله تمام می شد . به ترتیب بعد مرحوم یداله خان ، مرحوم نصرت اله خان ، مرحوم جلال سلطان و ... مرحوم

عباسقلی بیک ، مرحوم عباس آقا کاظمی ، مرحوم عباسعلی خان و ... مرحوم اسداله حسین نژاد ، مرحوم حسین فرج زاده و...

مرحوم ستارخان ، مرحوم فتح اله قاسمی و ... مرحوم مشهدی کریم و ... مرحوم شیخ پیر چورسی  و ..

و در بیستمین خانه تمام می شد . چنانگه گفتم خوب و بد بودن هوای آن روز را به زن میزبان نسبت می ذاذند و او را تشویق و یا بشوخی دست می انداختند .

و اسفند فرا می رسید ( بایرام آیی ) و هوا کم کم بهتر می شد ، 

 

جامال دئدی سیزه عالیشیخ سوزو

بیزیم عالیشیخ دری کتدرین گوزو

سیزده یازین منلن سونرا ائللره

سینه سینه سوزلر دوشسون دیللره

 

روز پرستار مبارک باد و همچنین یاد عباسقلی بیک سلطان زاده گرامی

جمال محمد زاده | جمعه نوزدهم آذر ۱۴۰۰ | 12:9

از فلورانس نایتینگل ( بنیانگذار پرستاری نوین در دویست سال قبل تا همه پرستاران جهان با هر آیین و مسلکی  بویژه کشورم ایران علی الخصوص پرستاران دیارمان و از همه مهمتر پرستاران علیشیخی و علیشیخی تبار ) تا خانم شمسی اسدزاده ، خانم طیبه صولتی ، خانم رویا شریفی ،  خانم ندا اردشیری و آقای میلاد رضائیه،خانم فریبا کریمی ( خواهرزاده آقایان کاظمی ) و ... که بدلیل دوری از دیار و کهولت سن  و با عرض پوزش به یاد ندارم .

ما این روز را به همه پرستاران عالم بویژه افراد شخیص یاد  شده و همچنین فراموش شده تبریک و تهنیت گفته و برای این فرشتگان سفید پوش آرزوی سلامت ، سعادت و عاقبت بخیری از ایزد منان آرزو می نماییم . به این عزیزان و سایر کادر درمانی و بهداشتی بعد از جریان کرونا به حق مدافعان سلامت لقب داده اند .

یادم می آید آن زمانی که ما در علیشیخ درس می خواندیم ، یک درسی بود به نام بانوی فانوس بدست که همان فلورانس نایتینگل بود ، آن موقع مرحوم استاد مودب و جناب استاد یحیی کاظمی معلمان ما بودند و شاید آقا یحیی بهتر بتواند کمک مان کند فکر می کنم کتاب فارسی سوم ابتدائی بود . در اینجا لازم میدانم از ماما های علیشیخی که بطور تجربی و ماهرانه ما را بدنیا می آوردند یادی بکنم بویژه از آنهایی که ما را ترک کرده اند و در واقع همه ما ها نوه های آنان می باشیم 

درست است به آن ها ماما می گفتند ولی در اصل آن ها هم ماما بودند و هم پرستار و بعد زایمان حداقل ده روز به زائو سرکشی میکردند و زائو و بچه را تیمار می نمودند .

همواره از آب جوش برای شستشو استفاده می کردند تا میکربی نداشته باشد ، و شاید شاهکار آن ها استفاده از خاکستر تنور در قرار دادان زیر تشک زائو و بچه بود که بشهادت علم امروز یکی از تمیز ترین  هاست ، من فقط از آنهایی که یادم هست ولی در بین ما نیستند نام می بریم که در واقع ننه اکثر ما هاست

مرحومه مشهدی رقیه نبی زاده ، استاد تمام

مرحومه لیلی خانم مادر مرحوم جعفر قلی خان ( با تشکر از یاد آوری استاد یحیی کاظمی )

مرحومه مشهدی گوهر همسر مشهدی داداش رحیمی ، استاد تمام

مرحومه مارال سریا مادر فرج زاده ها ، استاد تمام 

مرحومه اصلی خانم مادر بزرگ نوری ها

مرحومه خومار خاله

و مرحوم عباسقلی بیک متخصص زنان و زاایمان آن زمان علیشیخ

و عزیزان دیگری هم بودند که حقیر فراموش کرده ام و اگر کسی میداند در قسمت نظر سنجی اضافه نماید .

اما اگر کسی مایل است در مورد فلورانس نایتینگل بیشتر بداند در زیر بیوگرافی ایشان را هم از سایت گرداب برایشان آورده ایم .

بیوگرافی فلورانس نایتینگل بانوی فانوس به دست و بنیانگذار پرستاری نوین را از بخش بیوگرافی افراد موفق سایت گرداب جذب بخوانید تا به صورت کامل به زندگی وی و راز موفقیت هایش آشنا شوید.

 

نام به فارسی         فلورانس نایتینگل

نام به انگلیسی       Florence Nightingale

متولد      ۱۲ مه سال ۱۸۲۰

درگذشت  ۱۳ اوت ۱۹۱۰

ملیت      ایتالیا

شغل و حرفه         پرستاری، بهداشت

 فلورانس نایتینگل شخصیت مهیجی در پرستاری داشت که سیاست های مراقبت های پزشکی را در قرن ۱۹ و ۲۰ بسیار تحت تأثیر قرار داد. وی به دلیل گردش شبانه خود با چراغ برای کمک به مجروحان شهرت داشت و از او به عنوان “بانوی فانوس به دست” یاد می‌شود.

 

فلورانس نایتینگل در خانواده ثروتمند و مرفه به دنیا آمده بود، به همین دلیل که از او به عنوان دختر یک خانواده ثروتمند انتظاراتی داشتند که معمولا آن‌ها را نادیده می گرفت. فلورانس از همان دوران کودکی به پرستاری علاقه داشت. در طول جنگ کریمه، او و تیمی از پرستاران شرایط غیر بهداشتی را در بیمارستان انگلیس بهبود بخشیدند و تعداد کشته شدگان را بسیار کاهش دادند. نوشته‌های او سلامت جهانی را بهبود بخشید. او، قهرمان بزرگ زمان خود بود و در ۱۳ آگوست سال ۱۹۱۰ در لندن درگذشت.

 

خواندن این بیوگرافی هم می تواند برای شما جذاب باشد: 

 

 

 

بیوگرافی  فلورانس نایتینگل و دوران کودکی

نایتینگل در ۱۲ مه سال ۱۸۲۰ در فلورانس، ایتالیا، شهری که نام او از آن  الهام گرفت، متولد شد. خانواده او بخشی از قبیله مرفه انگلیس بودند که به نخبگان اجتماعی تعلق داشتند. مادرش، فرانسیس نایتینگل، از خانواده‌ی بازرگان ها استقبال می‌کرد و  معاشرت با این افراد برجسته باعث افتخارش بود. گفته می‌شود با وجود علایق مادرش، نایتینگل در موقعیت‌های اجتماعی خیلی خوب نبوده است و ترجیح می‌داد که زیاد در مرکز توجه نباشد. پدر نایتینگل ویلیام ادوارد نایتینگل بود (نام خانوادگی اصلی خود را “ساحل” تغییر نام داد) صاحب زمینی صاحب دو ملک بزرگ  در لیا هرست، دربیشایر و دیگری در امبلی، همپشایر بود.

 

فلورانس نایتینگل تحصیلات کلاسیک از جمله ریاضیات آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی داشت. او از همان کودکی در امور خیرخواهانه فعال بود و در روستاهای اطراف به بیماران و فقرا خدمت می‌کرد. نایتینگل سرانجام به این نتیجه رسید که به پرستاری علاقه دارد و او اعتقاد داشت که این شغل هدف الهی اوست.

 

وقتی فلورانس به والدین خود درباره آرزوی خود، پرستاری ابراز علاقه کرد آنها ناراضی بودند و وی را از ادامه تحصیل منع کردند. در زمان ویکتوریا، جایی که زنان انگلیسی تقریباً هیچ حق مالکیتی نداشتند، انتظار می‌رفت که او این شغل را انتخاب نکند، شغلی که طبقات بالای جامعه آن را تحقیر می کردند.

 

در سال ۱۸۴۹، نایتینگل از پیشنهاد ازدواج نجیب زاده، ریچارد مونکتون میلنز، که سال ها به دنبال او بود خودداری کرد. وی دلیل خود را برای رد کردن توضیح داد و گفت كه در حالی كه او را از نظر فكری و عاشقانه تحریك می‌كرد، اما “طبع اخلاقی فعال” او چیزی فراتر از زندگی درونی را طلب می‌كرد. نایتینگل مصمم به دنبال علاقه‌ی واقعی خود با وجود مخالفت والدینش بود، سرانجام در سال ۱۸۵۰ به عنوان دانشجوی پرستاری در موسسه رهبران مذهبی در کایزرسورث ثبت نام کرد.

 

بیوگرافی فلورانس نایتینگل بنیانگذار پرستاری مدرن در جهان

 

فلورانس نایتینگل  و حضور در جنگ کریمه

در اوایل دهه ۱۸۵۰، نایتینگل به لندن بازگشت و در بیمارستان هارلی به عنوان پرستار مشغول به کار شد. عملکرد وی در آنجا چنان بود که همه را تحت تأثیر قرار داد و توانست به مقام سرپرستی ارتقا پیدا کند. نایتینگل به عنوان داوطلب در بیمارستان میدلکس نیز کار می کرد. با شیوع وبا، فلورانس با شرایط غیر بهداشتی و شیوع سریع بیماری روبرو شد. به همین دلیل وی بهبود عملکردهای بهداشتی را از وظایف اصلی خود قرار داد و توانست مرگ و میر در بیمارستان را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.

 

در اکتبر ۱۸۵۳، جنگ کریمه آغاز شد. نیروهای متفقین انگلیس و فرانسه برای کنترل خاک عثمانی علیه امپراتوری روسیه در جنگ بودند. هزاران سرباز انگلیسی به دریای سیاه اعزام شدند جایی که تجهیزات به سرعت کاهش یافت. تا سال ۱۸۵۴، کمتر از ۱۸۰۰۰ سرباز در بیمارستان‌های نظامی بستری شده بودند.

 

در آن زمان، هیچ پرستار زن مستقر در بیمارستان‌های کریمه وجود نداشت. پس از نبرد آلما، انگلستان به دلیل بی‌توجهی به سربازان بیمار و مجروح خود، با شرایط بسیار غیربهداشتی نیز روبرو شد.

 

همچنین این کتاب صوتی را نیز بشنوید: کتاب صوتی بیوگرافی ثروتمندترین زنان جهان

 

فلورانس نایتینگل، پرستار پیشگام

در اواخر سال ۱۸۵۴، نایتینگل نامه ای از وزیر جنگ سیدنی هربرت دریافت کرد و از او خواست که یک گروه پرستار را برای مراقبت از سربازان بیمار و مجروح در کریمه را سازمان دهد. با در اختیار گرفتن کنترل کامل این عملیات، وی به سرعت تیمی متشکل از تقریباً دوازده پرستار را جمع کرد و با آن‌ها به کریمه رفت.

 

اگرچه به آن‌ها درباره شرایط وحشتناک آنجا هشدار داده بودند، اما هیچ چیز نمی توانست نایتینگل و پرستارانش را منصرف کند. بیمارستان بالای یک حفره بزرگ بود و بیماران در فضولات خود روی برانکاردهای پخش شده در راهروها می خوابیدند. با افزایش مداوم تعداد بیماران و زخمی‌ها، اساسی‌ترین لوازم از جمله بانداژ و صابون به طور فزاینده‌ای کمیاب بود. حتی آب نیاز به جیره بندی داشت.  بیشتر سربازان در اثر بیماری‌های عفونی مانند حصبه و وبا جان خود را از دست می‌دادند.

 

فلورانس نایتینگل به سرعت کار خود را شروع کرد. وی صدها برس اسکراب تهیه کرد و از حداقل بیماران کم توان خواست تا داخل بیمارستان را از کف تا سقف تمیز کنند. نایتینگل خودش هر دقیقه بیداری را به مراقبت از سربازان می‌پرداخت. شب ها او فانوس به دست در راهروهای تاریک می گشت و به بیماران خدمت می کرد. سربازان، که هر دو از دلسوزی بی پایان او متأثر و دلگرم شده بودند او را “بانوی فانوس به دست” نامیدند. دیگر اطرافیان او را “فرشته کریمه” نامیدند. چرا که کار وی دو سوم مرگ و میر بیمارستان را کاهش داد.

 

علاوه بر بهبود شرایط بهداشتی بیمارستان، نایتینگل آشپزخانه‌ای را تأسیس کرد که در آن غذای خوشمزه برای بیمارانی با نیازهای غذایی خاص تهیه می‌شد. وی همچنین لباسشویی را به بیمارستان آورد تا بیماران ملافه تمیز داشته باشند. به علاوه یک کلاس و کتابخانه برای تحریک فکری و سرگرمی ایجاد کرد.

 

دانلود کتاب زنان و مردان موفق در جهان

 

بیوگرافی فلورانس نایتینگل و جوایز

نایتینگل یک سال و نیم در اسکوتاری ماند. پس از پایان جنگ کریمه، وی در تابستان ۱۸۵۶ آنجا را ترک کرد و به خانه کودکی خود در لیا هرست بازگشت. در کمال تعجب او با استقبال گرمی روبرو شد. ملکه ویکتوریا با تقدیم بروشک حکاکی شده‌ای که به آن “جواهر بلبل” معروف شد و اعطای جایزه ۲۵۰،۰۰۰ دلاری از طرف دولت انگلیس، به کار نایتینگل پاداش دادند.

 

فلورانس تصمیم گرفت از این پول برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. وی در سال ۱۸۶۰ بودجه تأسیس بیمارستان سنت توماس که در آن مدرسه آموزش نایتینگل برای پرستاران بود را تامین کرد. وی به چهره ای محبوب در میان مردم تبدیل شد. شعرها، ترانه ها و نمایشنامه های زیادی به افتخار او سروده شده است.

 

زنان جوان آرزو داشتند مانند او باشند، حتی زنان از طبقه بالای ثروتمند که مشتاق الگوبرداری از او بودند، شروع به ثبت نام در مدرسه آموزش پرستاری  کردند. به لطف نایتینگل، طبقات بالای پرستاری دیگر این شغل را مورد تمسخر قرار ندادند. بلکه، به عنوان یک حرفه شرافتمندانه مورد توجه قرار گرفت.

 

نایتینگل بر اساس مشاهدات خود در طول جنگ کریمه، نکاتی را درمورد موضوعات موثر بهداشت، کارایی و بیمارستان‌های ارتش انگلیس نوشت و در قالب یک گزارش گسترده‌ در سال 1858 منتشر شد. این گزارش شامل  تجزیه و تحلیل تجربیات وی و پیشنهاد اصلاحات برای سایر بیمارستان‌های نظامی بود. تحقیقات او باعث ایجاد یک تغییر ساختار کامل در بخش اداری دفتر جنگ از جمله تأسیس یک کمیسیون سلطنتی برای سلامت ارتش در سال 1857 شد. فلورانس نایتینگل همچنین به دلیل مهارت های آماری خود، ایجاد نمودارهای در مورد مرگ و میر بیماران در Scutari، اپیدمیولوژی پزشکی را تحت تأثیر قرار داد.

 

همچنین بشنوید: کتاب صوتی بیوگرافی نوابغ جهان

 

بیوگرافی فلورانس نایتینگل و اواخر زندگی

نایتینگل در اسکوتاری به بیماری تب مالت و بروسلوز مبتلا شده بود که به آن تب، تب کریمه نیز می گویند. بیماری فلورانس هرگز به طور کامل بهبود نیافت و در سن ۳۸ سالگی خانه نشین شد و تا آخر عمر در بستر بیماری ماند. اما با این وجود نایتینگیل کار خود را همچنان در رختخواب  ادامه می داد.

 

وی که در میفیر اقامت داشت، همچنان مدافع اصلاحات بهداشتی بود و با سیاستمداران مصاحبه می‌کرد. او که روی تختخوابش بود اما برای بازدید کنندگان برجسته خوش آمد می‌گفت. در سال ۱۸۵۹ او یادداشت‌هایی در مورد بیمارستان ها را منتشر کرد که در آن به چگونگی اداره صحیح بیمارستان‌های غیرنظامی متمرکز شده بود.

 

 

داستاني از مولانا

جمال محمد زاده | شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ | 23:41

داستاني از مولانا
پيرمرد تهي‌دست، زندگي را درنهايت فقر و تنگدستي مي‌گذراند و به‌سختي براي زن و فرزندانش قوت و غذائي ناچيز فراهم مي‌کرد.
ازقضا يک روز که به آسياب رفته بود، دهقان مقداري گندم در دامن لباسش ريخت و پيرمرد گوشه‌هاي آن را به هم گره زد و در همان حالي که به خانه برمي‌گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن مي‌گفت و براي گشايش آن‌ها فرج مي‌طلبيد و تکرار مي‌کرد:
‌اي گشاينده گره‌هاي ناگشوده عنايتي فرما و گره اي از گره‌هاي زندگي ما بگشاي.
پيرمرد درحالي‌که اين دعا را با خود زمزمه مي‌کرد و مي‌رفت، يک‌باره يک گره از گره‌هاي دامنش گشوده شد و گندم‌ها به زمين ريخت. او به‌شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت:
من تو را کي گفتم اي يار عزيز
کاين گره بگشاي و گندم را بريز
آن گره را چون نيارستي گشود
اين گره بگشودنت ديگر چه بود؟‌
پيرمرد نشست تا گندم‌هاي به زمين ريخته را جمع کند ولي در کمال ناباوري ديد دانه‌هاي گندم روي‌همياني از زر ريخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندي شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود.
نتيجه‌گيري مولانا از بيان اين حکايت:
تو مبين اندر درختي يا به چاه
تو مرا بين که منم مفتاح راه

 

در هر شرایطی امیدت را به خدا از دست نده!

جمال محمد زاده | دوشنبه هشتم آذر ۱۴۰۰ | 21:36

نجاری بود که زن زیبایی داشت که پادشاه را مجذوب خود کرده بود
پادشاه بهانه ای از نجار گرفت و حکم اعدام او را صادر کرد و گفت نجار را
فردا اعدام کنید
نجار آن شب نتوانست بخوابد …
همسر نجار گفت :                             
مانند هر شب بخواب …    
پروردگارت يگانه است و درهای گشايش بسيار “
کلام همسرش آرامشی بر دلش ايجاد کرد و چشمانش سنگين شد و خوابيد …
صبح صدای پای سربازان را شنيد…
چهره اش دگرگون شد و با نا اميدی، پشيمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که دريغا باورت کردم …
با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجير کنند…
دو سرباز با تعجب گفتند :
پادشاه مرده و از تو میخواهيم تابوتی برايش بسازی …
چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت …
همسرش لبخندی زد و گفت :
 مانند هر شب آرام بخواب , زيرا پروردگار يکتا هست و درهای گشايش بسيارند  “
فکر زيادی انسان را خسته می کند …
درحالی که خداوند تبارک و تعالی مالک و تدبير کننده کارهاست “.
ساعت زندگیت را به افق آدمهای ارزان قیمت کوک نکن
یا خواب می مانی…!
یا از زندگی عقب

در هر شرایطی امیدت را به خدا از دست نده!
 

مشخصات وب
علیشیخ  
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • روستای علی شیخ
  • غار علی شیخ
  • گالری عکس
  • مقالات
  • شعر
  • مطالب خواندنی
پیوندها
  • جغرافيايي و زمين شناسي
  • غارهای ایران وجهان
  • روستاهاي ايران
  • خانواده سبز خانواده بدون دخانیات
  • اخبار و معرفی مکانهای دیدنی ایران
  • هنر نستعلیق
  • خوی
  • کانون عکاسان ایران
  • روستای زاویه ی سکمن آباد (zeve)
  • روستاي پسک سفلي
  • وارلیق
  • غار علی شیخ
  • ممش خان کندی
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای علیشیخ   محفوظ است .