علیشیخ  

سالروز باز گشت آزادگان به میهن اسلامی گرامی باد

جمال محمد زاده | چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۱ | 22:32

آزادگی آموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

سالروز باز گشت آزادگان سرافراز به ایران را بعد از سال ها تحمل اسارت ، تحقیر، توهین و شکنجه به همه این عزیزان در هر کجای ایران و حهان ، علی الخصوص آزادگان بخش صفائیه ( سکمن آباد و الند ) و بویژه آزادگان علیشیخی و علیشیخی تبار از جمله آقای بیژن مصطفی زاده شوهر خواهر جناب مهندس سیفغلی اردشیری و آقای حجت عظیمی فرزند ( مرحوم عباد و لاله زر خانم محمدی ) تبریک و تهنیت گفته و برای این عزیزان و خانواده هایشان از یزدان پاک سلامت ، سعادت ، پیروزی ، بهروزی و گذشت در زندگی مشترک و موفقیت روزافزون در ادامه راه خواهانیم .

فرارسیدن ماه محرم تسلیت باد

جمال محمد زاده | دوشنبه دهم مرداد ۱۴۰۱ | 17:31

بهتر است اینجوری شروع کنم

به نام مناسب ترین واژه ها 

به رسم محبت به نام خدا

خداوند بدر و خدای حنین

همان خالق کربلای حسین 

حدود بیست سال است که محرم علیشیخ نبوده ام بنا به گفته پسرم آقا فرزاد ما فروردین 1381 عاشورا علیشیخ بوده ایم . اما کودکی ، نو جوانی و جوانی اغلب ایام عزاداری ده بوده ام ، سینه زنی ،قمه زنی ، اولگوش زنی ، زنجیر زنی ، نوحه خوانی کرده و حتی دوسال شبیه خوانی همرا با همدوره ها انجام داده ایم و شبیه خوانی در علیشیخ به همان دو سال مربوط می شود و دیگر نبوده است ، چون نویسنده و کارگردان خودم بودم  ، اینها را می گویم تا همدوره ای  ها و آنهایی که نقش آفرینی کردند و آنهایی که دیدند یادشان بیاید . الان از بین اعضای گروه شبیه خوان شهید بهمن شیرسوار و مرحومین ، حیدر خان دهقانی ، معرفت محمدی ، جعفر اردشیری ، جعفر رضائی و پرویز علی نژاد در بین ما نیستند و خداوند امام حسین آنها را غریق رحمت نماید .

در اینجا فقط دوست دارم به چند نفر از نوحه خوان های عزیز که البته حسین چی بودند و ریالی هم نمی گرفتند اشاره نمایم ، حسین آقای سلطان زاده که یکی از معروف ترین و با سابقه ترین آنهاست ، نوحه خوانی و بحر دادن مشکل نیست آخرش که مرثیه خوانی و گریاندن است ، سخت می باشد زیرا هم صدا و هم فن بیان لازم دارد که حسین آقا براحتی انجام میداد ، البته برای اینکه صدایش تا پایان محرم دوام بیاورد ، ایشان در حسینیه نوحه روز را انتخاب میکرد و بحر را در مسجد من و دکتر عزت می دادیم ( چند سالی اینجوری بود ) من و دکتر عزت دوتایی باهم می خواندیم  ، مرحوم غلامعلی بابایی عطشان می گفت و مرثیه خوانی و دعا هم با حسین آقا بود ، یکسالی کسالت داشت و نمی توانست بیاید و ما مرثیه خان نداشتیم رفتیم خدمت حسین آقا و گفتیم مرثیه خوانی را به سجاد یاد بده تا ایشان کار شما را انجام دهند یادم هست 2 سه باری هم سجاد ( دکتر سجاد فعلی ) را آوردیم و همچنین کمال محمدزاده و مرحوم عباس سلطانپور هم که صدایشان خوب بود و گریاندن و مرثیه خوانی انجام دادند ( فکر کنم سه روز ) تا استا حسین آقا حالشان بهتر شد ، در واقع ما افتخار شاگردی حسین عباسقلی بیگ را داریم . اونموقع به این نام معروف بود ولی بعد انقلاب تبدیل به حسین شیرین خانم شد و الان هم پشت سرش به این نام می خوانند .

در روزی که قرار شد آقا سجاد ، آقا کمال و آقا عباس مرثیه بخوانند من یادم هست وقتی بحر میدادیم و هنوز نوبت به مرثیه خوانها نرسیده بود یک لحظه مرحوم یداله خان سلطانپور پدر مرحوم عباس با اشاره مرا صدا زد ، رفتم پیشش ، گفت اگر قرار است عباس بخواند من بلند شوم و بروم ، منم گفتم نه سه تایی باهم می خوانند

یکی دیگر از نوابغ نوحه خوانی که صدای بسیار زیبایی هم داشت  و همه فن حریف بود ،حمداله خان علی نژاد داداش بزرگ آقا جاوید بود که یکبار در روز عاشورا در مالاباس ( ملا عباس ) بدون بلندگو در برابر سه نوحه خوان با سابقه و مجهز آبادی نزدیک مان کولاک کرد.

که البته بدلیل مهاجرت از علیشیخ طول دوره نوحه خوانی ایشان کم بود ، خداوند به هر دو تای این عزیزان سلامتی و طول عمر عطا نماید .

دو سال هم یک نوحه خوان از خوی آوردند که خیلی مسلط بود و ایشان هم پول نمی گرفت و مشهدی علی نام داشت .

صحبت های من مربوط به حدود سی و 40 سال قبل است و از وضعیت فعلی چندان اطلاعاتی ندارم .

قمه زنی : که الان خدا را شکر بر چیده شده و یا خیلی کم رنگ هست ، آن موقع شدیدا رواج داشت و اکثریت مردان و پسران قمه می زدند و لباس سفید می پوشیدند و حتی بچه های دو الی 10 ساله که نمی توانستند قمه بزنند توسط مرحومین مهدیقلی نوری و حبیب رحیمی که سلمانی بودند ، سرشان با وسیکه کارد مانندی ( اولگوش ) خراش داده می شد تا چند قطره خون بیاید . توضیح : الان آرایشگر ها وقتی بخواهند صورت کسی را از ته بزنند ( با تیغ بزنند ) یک وسیله ای دارند که تیغ را در انتهای آن قرار داده و صورت را کف آلود کرده و می تراشند در زبان ترکی به این وسیله اولگوش می گویند  و من نام فارسی آن را نمیدانم ، چون صورتم را هرگز با تیغ نزده ام البته با موزر و فیلیپس می زنم .

قمه زن های معروف ( یعنی شدید قمه می زدند ) ، مرحوم صفر فیلتن ( عظیم ) و مرحوم الهوردی عظیمی پسر حلیمه باجی بودند ، ضمنا حسین آقا سلطان زاده هم  یک لحظه قمه را در می آورد و محکم و ضربدری و یا بشکل بعلاوه دوتا می زد . اصولا قسمتی از سر که قرار بود قمه بخورد قبلا توسط سلمانی ها مو هایش زده می شد ولی حسین آقا همینجوری می زد . مرحوم غلامعلی بابایی هم من خودم یکبارش را دیدم که دسته باشی بود و خیلی محکم قمه زد ، از بین همدور های ما و کمی بزرگتر از ما آقای صلاح الدین واحدی نترس قمه می زد . 

قبلا ریش سفید ها که کنار دسته حرکت می کردند به کسانی که قرار بو قمه بزنند می گفتند هرکس فقط یک بار قمه بزند و اول از همه هم دسته باشی قمه می زد ، منتها روز عاشورا و شور و ولول و گریه زنان و مردان سبب می شد قمه زنان را شور بگیرد و لذا گاها دوتا و سه تا پشت سر هم می زدند که واقعا خون بشکل وحشتناکی به هوا می پرید و نمیشد قمه را از دست قمه زن گرفت ، لذا مرحوم نقدعلی خان اسدزاده که مردی مومن و بسیار تنومند و توانمند بود با روش خاصی قمه را از قمه زن می گرفت ، ایشان یک چوب یک متری کلفت در دست چپش میگرفت 

و در کنار قمه زن می استاد قمه زن اولی را میزد و تا می خواست دومی را بزند ایشان چوب را روی سر قمه زن می گذاشت و با دست راستش دست قمه زن را میگرفت که اگر قمه رها شد به چوب بخورد نه به سر 

و راحت قمه را ازش می گرفت ، خدایش رحمت کند . 

اینجا بهتر است یادی هم بکنیم از ناصر خان دهقان که وسایل پانسمان می آورد و سر قمه زنها را پانسمان میکرد 

یک دارویی بود روی زخم می ریخت که بهش مرکوکوروم می گفتند ، خداوند ایشان را هم سلامت بدارد .

من راجع به 30 الی چهل سال قبل نوشتم  و خیلی هم خلاصه و بدون تردید خیلی ها هم وخیلی چیز ها یادم رفته بابت همه کاستی ها پوزش می طلبم . ونوحه ای که مردان و زنان مسن آن روز ها زمزمه میکردند ( روز عاشورا )

شیعه باشون ساغ اولسون بو ماتم و عزاده

اولدوردولر حوسینی صحرای کربلاده

 

 

 

تبریک به خانواده های محترم شیرسوار و احمدی

جمال محمد زاده | دوشنبه سوم مرداد ۱۴۰۱ | 19:42

با کمی تاخیر متوجه شدیم دوشیزه سمیرا شیرسوار فرزند ( مرحوم حاج غلامعباس و توران خانم ) و آقای محمد احمدی فرزند ( آقا امین و خانم مقدس ) پیوند آسمانی عقد ازدواج بسته اند . ما ضمن تبریک به خانواده های محترم یاد شده ، اقوام سببی و نسبی ، بویژه سمیرا خانم و آقا محمد ، از خداوند منان برای این دو عزیز ، موفقیت ، شادکامی ، همدلی ، همزبانی و گذشت در زندگی مشترک خواهانیم . تا باد چنین بادا 

چون آقا داماد هم ترک زبان است  ( همدانی است ) و لذا بدون مشکل می گوییم :

 

داغلار دایاغیز اولسون

گونش چیراغیز اولسون

دیل دوداغیز گول آچسین

گوزلریز آیدین اولسون

 

 

مشخصات وب
علیشیخ  
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • روستای علی شیخ
  • غار علی شیخ
  • گالری عکس
  • مقالات
  • شعر
  • مطالب خواندنی
پیوندها
  • جغرافيايي و زمين شناسي
  • غارهای ایران وجهان
  • روستاهاي ايران
  • خانواده سبز خانواده بدون دخانیات
  • اخبار و معرفی مکانهای دیدنی ایران
  • هنر نستعلیق
  • خوی
  • کانون عکاسان ایران
  • روستای زاویه ی سکمن آباد (zeve)
  • روستاي پسک سفلي
  • وارلیق
  • غار علی شیخ
  • ممش خان کندی
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای علیشیخ   محفوظ است .