متن ارسالی توسط بنده خدایی که چندبار هم تکرار کرده و بی نام است و تایید نکرده ایم ولی توضیحاتی لازم است .
متن ارسالی در نظر سنجی :
مهندس در مورد پول نذری و جیب مداح بی زحمت نظر دهید.دم از فرهنگسرا ی علیشیخ میزنید ولی مسجد علیشیخ پولی واسه تعمیر نداره.
ارسال کننده عزیز متن
اول اینکه این حقیر کمترین فرد در بین علیشیخی ها و علیشیخ تبار هاهستم و یک تارموی هر کدام از این عزیزان به کل هیکل بنده می ارزد ، اگر برنامه های حقیر را در مسجد علیشیخ ملاحظه کرده باشید بنده بدون اجازه از تمام مستمعین و بزرگان و ریش سفیدان صحبتی نمی کنم ، زندگی به من آموخته هر حرفی را هر جایی نمیشود گفت ، هر چند راست باشد
می گویند :
جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت
من بدلیل گرفتاری های فراوان خیلی وقت هست که محرم در علیشیخ نمی توانم حضور داشته باشم و اطلاعی از این موضوع مطرح شده ندارم ولی من از فرهنگسرای علیشیخ دم نمی زنم بلکه اعتقاد دارم علیشیخ فرهنگسرای صفائیه است .
4نمونه از هزاران نمونه مثال می زنم :
وقتی که در مرداد ماه 97 در قیزلجه در افتتاح مدرسه دکتر عزت اله اسدزاده ، دکتر قاسم افتخاری صحبت می کنند ، خیلی از مردم حاضر در آنجا که گویا بیش از سیصد نفر بودند ، متوجه شخصیت علمی ، فرهنگی و احتماعی یک پروفسور علیشیخی می شوند و دهن ها باز می ماند و همه لب به تحسین می گشایند . پروفسور قاسم افتخاری در حال حاضر در رشته خودش نفر شماره یک ایران است ، تنها در این مورد می شود کتابی نوشت .
خود دکتر عزت اله اسدزاده اولین دامپزشک متخصص دیار صفائیه می باشند که از دانشگاه دولتی مدرک گرفته و سال ها در سازمان دامپزشکی کل کشور مدیرکل بوده اند و تا الان دو مدرسه با هزینه خود ساخته اند و سالیان سال این اسم در ورقه های امتحانی دانش آموزان قیزلجه نقش خواهد بست و در تاریخ جاودان خواهد ماند.
دکتر رضا شیرسوار نابغه فیزیک و اولین علیشیخی که از دانشگاه شریف موفق به دریافت مدرک دکتری شده است و خیلی از دانشگاه های غربی خواهان جذب این مرد محجوب و فرهیخته می باشند .
مهندس امیر رضا اسدزاده فرزند برومند ( دکتر محمد علی اسدازاده و خانم دکتر حداد سبزواری ) یک نابغه تمام عیارکه گردن آویز مدال نقره المپیاد جهانی در نجوم و اختر فیزیک میگیرد ( هزارام ماشالله و هزاران درود ) .
دیپلمات گرانقدر دکتر سجاد سلطان زاده که از دیگر نوابغ علیشیخی است که در حال حاضر سرکنسول ایران در ارزروم ( ارضروم ) است که خیلی ها کتاب ها و مقالات او را خوانده اند و انشا اله بزودی اورا در کسوت سفیر کبیری خواهیم دید و سخنرانی ایشان را در همایش شمس در خوی و در حضور دیپلمات های خارجی حتما دیده اید.
استاد جاوید علی نژاد فرزند برومند عزت اله خان که بیش از هزار جلد کتاب نقشه و گردشگری ، طراحی و به چاپ رسانده و فروخته است .
من قطره ای از اقیانوس دانشمندان علیشیخی را نام بردم و از سایر عزیزان شدیدا عذر خواهی می کنم که در این مقال از نام بردن آنها معذورم . خودتان قضاوت نمایید اگر هم فرهنگسرای علیشیخ گفته ام ، غلو نکرده ام .
البته الان در تمام روستا ها ی بخش صفائیه افرادی با مدارک و مدارج علمی بالا خیلی داریم از جمله شهر زرآباد ، دکتر حسن الوداری استاد برجسته دانشگاه پیام نور تهران ، دکتر علی بالازاده شهردار محترم زرآباد ، دکتر جمال اکبری ( دامپزشک ) دکتر محمدی و...
روستای ممش خان دکتر کمال ،ودکتر معصوم و دکتر مهدی فتاحی و استاد تقی نجفی و ... و همینطور سایر آبادی های صفائیه
اما نوشته حقیر فقط در مورد علیشیخ است و انشا اله اگر عمری بود در مورد تک تک روستا های صفائیه و شهر زرآباد خواهم نوشت .
اصلا میدانید در مورد بخش صفائیه در کتاب های جغرافی مدارس هیج مطلبی وجود ندارد مگر اینکه در دو سه سال اخیر نوشته باشند که من خبری ندارم ، البته من یک سری نوشته هایی در باره جغرافیای صفائیه داشتم که آن را به یکی از معلمان جغرافی در شهر زرآباد فرستادم .
ضمنا یک اشکال بزرگ در دیار ما هست و متاسفانه در علیشیخ نمودش بیشتر است که ما به دیگران خیلی بیشتر از اهالی دیارمان بها می دهیم . مثال ساده ای می زنم .
اگر مدیر مدرسه ما غیر از استاد محمدعلی پیرچورسی بود صد در صد ارج و قرب بیشتری داشت .
اگر دبیر مدرسه ما غیر از استاد بهزاد شیرسوار بود بدون تردید بیشتر احترام می گذاشتیم .
اگر مجاز بودند که دهیار ما را از جای دیگری انتخاب کنند بار ها در مقابلش خم و راست می شدیم .
اگر خیر ما غیر از حاج حسن رحیمی و دکتر عزت اله اسدزاده بود بیش از این تحویل می گرفتیم .
اگر سرور عزیزمان آقای حمزه حمزه زاده این مرزبان غیور ما در جای دیگری
نوحه خوانی میکرد برایش قربانی هم می کردند .
اما چون مال دیار خودمانند میگوییم ولش کن بابا ...
در زمانی که استاد یحیی کاظمی ، استاد چنگیز ساعدنیا و استاد معرفت محمدی هم دبیر مدرسه ما بودند وضع به همین منوال بود .
و اما اصل مسئله :
من وقتی خیلی کوچک بودم مرحوم شجاع خان واحدی نوحه می گفت و هرگز پول نمی گرفت و بعد ها حمداله خان علی نژاد و حسین آقا سلطان زاده نوحه می گفتند و هرگز وجهی دریافت نمی کردند ، یک مدتی یک نوحه خوان به نام مشهدی علی از خوی آوردند که بنظرم آن هم پول نمی گرفت ( در این مورد بهتر است از آقای مصیب قاسمی سوال فرمایید ) و یادم می آید شبی یک ریال از هر خانواده حمع میکرد تا برای مسجد وسیله بخرد.
بعد ها هم سالیان سال آقای حسین سلطان زاده بدون کوچکترین جشمداشتی نوحه گفت و مبلغی نگرفت .
اما الان چند سال است که شرایط فرق کرده است و من میدانم برای نوحه خوان پول می دهند که البته رسم بجا افتاده ای است ( چون بعضی از این عزیزان گذران زندگیشان از همین راه است )، حال اینکه نذری را هم به ایشان بدهند یا نه ؟ فکر می کنم این باید بصورت قراردادی باشد .
یعنی بزرگان و ریش سفیدان ده با همراه اعضای محترم شورای اسلامی و دهیار محترم با نوحه خوان قرارداد بنندند و تمام مسائل پولی ، مالی و نذری را در آنجا بگنجانند و شفاف سازی نمایند تا بعدا دچار مشکل و یا تکدر خاطر همدیگر و مردم نشوند .
مثلا در قرارداد بیاورند ما به شما 2 میلیون تومان میدهیم و هرچه هم از راه نذری بدست می آید مال مسجد است .
یا اینکه ما به شما یک میلیون تومان می دهیم و هرچه از راه نذری دریافت می شود ، از آن شما باشد .
کار بسیار ساده ای است و از درگیری های بعدی هم پیشگیری می کند .
سرور عزیز امیدوارم قانع شده باشید .
از دهیار و شورای محترم هم تمنا دارم این مسئله را بررسی نمایند.